دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٧٦
«هاشميات» بهترين سرودههاى كميت مىباشد و بسيار قوى و مستحكم و مستدل است. اشعار هاشميات شامل مدح، هجو، سياست، ديانت، دفاع از حق و حقيقت است و هم شامل رثاى اهل بيت مىباشد. سلسلهى قصيدههاى هاشميات داراى ٥٧٨ بيت است و از معروفترين اشعار اوست.
از مطالعه هاشميات چنين برمىآيد كه علاقمندى او به اهل بيت نه از آن جهت است كه آنان خاندان رسول اللّه (ص) هستند، بلكه به جهت لياقت و ارزشها و عظمتهاى وجودى است كه آنان دارا مىباشند. اين مطلب در مورد هجوهاى او نيز صادق است كه بنى اميه به علت خيانت و عدول از سيرهى رسول خدا و عدالت اجتماعى شايستهى هجو هستند.
كميت تمام دوران عمر خويش بعد از سرودن هاشميات را در بيم و ترس گذراند و پنهانى در گوشههاى گمنامى به سر برد تا با شعر خود حجّت را بهپا داشت و راه را نشان داد و حق را آشكار ساخت.
بسيارى از شعرا، هاشميات را تخميس كردهاند كه شيخ ملاّ عباس زيورى بغدادى و علامه شيخ محمّد سماوى و سيد محمّد صادق صدر الدّين كاظمى از آن جملهاند. استاد محمد محمود رافعى مصرى هاشميات را شرح كرده و بسيار نيكو از عهده برآمده است.١
هاشميات سخنى برگزيده و از بلندترين و استوارترين شعر و از بهترين و تازهترين طرز گفتار است. كميت اين اشعار را براى امام محمّد باقر (ع) خواند و امام فرمود: «خداوندا بر كميت رحمت آور و او را بيامرز»٢ همچنين امام فرمود: «تا از ما خاندان پيامبر دفاع مىكنى، همواره به روح القدس مؤيد باشى.»
در جاى ديگر امام در حقّ او چنين دعا فرمود: «خداوندا! در روزگارى كه مردم دربارهى خاندان پيامبرت خوددارى داشتند به راستى كميت از خودگذشتگى نشان داد و حقى را كه ديگران پنهان مىكردند، او آشكار نمود. پس وى را به نيكبختى زنده بدار و به شهادت بميران. مزد دنيايىاش را به وى بنما و بهترين پاداش را در آخرت براى وى ذخيره فرما! كه ما از عهدهى پاداش او برنمىآئيم ". كميت گفت: من بركت دعاى امام را پيوسته احساس مىكردم. كميت قصيدهى لاميهى هاشميات را براى امام جعفر صادق (ع) در منى خواند و امام جعفر صادق (ع) نيز او را چنين دعا فرمود: بار الها! گناهان گذشته و آينده و پنهان و آشكار كميت را بيامرز و آنقدر به وى عطا كن تا راضى شود."٣ ابا ابراهيم سعد اسدى شبى رسول خدا (ص) را در خواب ديد كه فرمود: سلام مرا به كميت برسان و به وى خبر ده كه خدايش آمرزيده است.»
هشام بن عبد الملك خليفه اموى به خالد بن عبد اللّه نوشت كه دست و پاى كميت را ببر و گردنش را بزن و خانهاش را ويران كن. خالد، كميت را دستگير كرده و به زندان افكند، اما كميت از زندان با مساعدت همسرش كه لباس خود را به او داده بود فرار كرد ولى بالاخره در سال ١٢٦ هجرى توسط امويان با شمشيرى كه بر شكمش زدند به شهادت رسيد.٤
-*-