دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٦٩٦
محمد احمد القابسى
شاعر و اديب معاصر تونسى است كه به شعر نو توجه نمود و در اين زمينه درخشش قابل ملاحظهاى يافت. شعر او در مغرب عربى با استقبال روبرو گرديد.
-*-
هل يغسل ثانية مدائنكم
الخائنات
أم يظلّ رأس الحسين منها لا يخرج!...
الثّلج
حين يهمى يأتى معه الدّم
كصوت الرّيح
كطعم الحقد
كحدّ السّيف
يأتى الثّلج أحمر... أحمر
فابحثوا بينكم عن القاتل
ابحثوا تحت القمصان بين التّرائب
فهل اشتكيك
ام أشتكيهم؟
ام على جبهة الماء
اظلّ أكتب بدم الحسين
و أصفّق للمستحيل؟!١
آيا بار ديگر شهرهاى شما را خائنان با خون مىشويند؟!
و سر حسين (ع) بر آن سايه افكنده و همچنان خونش جارى است.
خونى كه از دل برف سرد يخزده مىجوشد و آن را رنگين مىنمايد.
مانند صداى باد، مانند طعم كينه، مانند حدّ شمشير!
برف خونين مىآيد. در ميان خود قاتل را جستجو كنيد. زيرا رثاى حسين (ع) و خون او عامل برانگيختن است.
قاتل در همين خاك است. بايد در جامعهى خويش پيدايش كرد.
آيا من به تو شكايت كنم يا به آنها شكايت نمايم و يا بر صورت آب؟
در اين مسير همواره بايد با خون حسين نگاشت.