دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٦٨٩
احمد دحبور
وى از شعراى معروف معاصر فلسطينى است كه اكثر اشعار او به قضيهى فلسطين مىپردازد. او مجموعه شعرى بزرگ دارد كه از انتشارات دار العودة بيروت مىباشد.
-*-
آت، و يسبقنى هواى
آت، و تسبقنى يداى
آت على عطشى، و فى زّوادتى تمر النّخيل
فليخرج الماء الدّفين إلىّ، و ليكن الدّليل
يا كربلاء تلمّسى وجهى بمائك،
تكشفى عطش القتيل
و نرى على جرح الجبين أمانة تملى خطاى
و ترى خطاى
قيل: الوصول اليك معجزة
و قيل: الأرض مغلقة...١
(جنگاور فلسطينى كربلا را به تحدّى مىطلبد و از جراحت خويش اينچنين سخن مىگويد):
اى كربلا! بيا و بر من سبقت بگير!
بيا و بر دست من سبقت بگير!
بيا و بر عطش من سبقت بگير! و براى من آب گوارا طلب كن!
اى كربلا! صورت مرا با آبت تر كن و اين عطش مرگآور را از من برطرف كن.
بر پيشانى من زخمى ديده مىشود كه هيچگاه بهبودى نمىيابد.
گفته شده كه رسيدن به سرزمين كربلا معجزه است و زمينش بسته است. (در حالىكه چنين نيست فلسطين كربلاى ديگرى است.)