دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٦٧٢
خودم اعتقاد دارم. اين قصيده در دل من جاى دارد و هرگاه با خود خلوت مىكنم آن را زمزمه مىكنم».١
محمد مهدى پس از اخذ مقدمات، ادب و صرف و نحو و منطق و حساب و علوم غريبه و معانى بيان و فقه و اصول را از علماى عصر خويش فراگرفت. جواهرى در شعر و ادب عرب از تمام شعراى آن ديار پيشى گرفت و شيوههاى عالى و قدرت بيان او در جهان عرب نظير نداشت و بزرگان شعراى عرب را حيرتزده نمود و مجذوب خود كرد، امروزه از مصر و شمال آفريقا گرفته تا سوريه و لبنان و ساير كشورهاى عربى همهى شعرا در مقابل او سر تعظيم فرود آورده و سبك او عظمت مكتب ادبى تشيّع را منعكس مىكند.
جواهرى يكى از شاگردان مدرسهى شيعى است. او را بلبل العراق و آوازهى فرات مىخوانند. شيخ جعفر آل محبوبه او را ستوده مىگويد٢: قبل از ده سالگى سرودن شعر را شروع كرد و در جرگهى شيوخ نظم وارد شد و از همه سبقت گرفت و يكّه تاز ميدان ادب گرديد و اضافه مىكند كه اگر او نجفى و فراتى نبود در جهان درفش ادب و پرچم شعر را به نام او مىافراشتند و او را در اعلا مكان جاى داده و بر همگان مقدمش مىداشتند و به حق مىگويم و هر منصفى قبول دارد كه وى ملك الشعراء است.
جواهرى به رياست تشريفات دربار سلطنتى عراق انتخاب شد و سپس از مقام خويش استعفا كرد و بعدها روزنامههاى الفرات، الانقلاب، الرأى العام، البغدايه و الجهاد را به تناوب منتشر كرد كه اغلب بهوسيلهى دولت عراق تعطيل مىشد.
در سال ١٣٦٦ ه. ق. به عضويت مجلس شورا انتخاب گشت و بر اثر اختلاف شديد با دولت عراق نزد دوست خود دكتر طه حسين در مصر پناه برد و پس از مدتى مجددا به عراق بازگشت و بعد به دولت سوريه پناهنده شد جواهرى آثار بسيارى از خود باقى گذاشته است كه از مشهورترين آنها «بريد العورة»، «حلية الادب» در دو جلد، «ديوان بين الشعور و العواطف»، «ديوان الجواهرى» در دو جلد، «ديوان الجواهرى» در چهار جلد، «قصائد مختاره»، «المجموعة الشعريه» در دو جلد و....
در سال ١٩٢٤ ميلادى به ايران سفر كرد. دومين سفر او در سال ١٩٢٦ ميلادى انجام گرفت. محمد مهدى در سال ١٩٩٧ ميلادى وفات يافت.
-*-
و قدّست «ذكراك»، لم
انتحل ***** ثياب التّقاة و لم ادّع٣
تقديس من از حسين (ع) از صورتهاى ساختگى و ادعاهاى تقواپيشگى
مبراست.
***
اظهار عشق و علاقه به حسين (ع):
١ - فداء لمثواك من مضجع
***** تنوّر بالأبلج الأروع
٢ - بأعبق من نفحات الجنان ***** روحا، و من مسكها أضوع
٣ - ورعيا ليومك يوم «الطفوف» ***** و سقيا لارضك من مصرع