دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٦٦٥
شيخ عبد اللّه العلائلى١
نويسنده و اديب برجستهى اهل سنت لبنانى است كه در زمينهى لغت، ادب، شعر و تاريخ قلم زده است. پدر شيخ، حاج عثمان علايلى است كه در بيروت به كار تجارت مشغول بود. در سال ١٨٩٤ ميلادى با دخترى به نام نفيسه ازدواج كرد و فرزندانى آورد. از جمله شيخ عبد اللّه كه كوچكترين فرزند آنان بود. او در شب برافروخته شدن آتش جنگ جهانى اول، بيستم تشرين الثانى (نوامبر) ١٩١٤ ميلادى، در يك محلهى تودهاى فقيرنشين بيروت، در يك خانوادهى بازرگان و ثروتمند و از مادرى تحصيل كرده به دنيا آمد. در پنج سالگى به مكتبخانه رفت و پس از آن در مدرسهاى با روش جديد به تحصيل مشغول شد و مقدمات و اصول زبان عربى و فرانسوى و تاريخ و جغرافيا و حساب را فراگرفت. در سال ١٩٢٤ به قاهره عزيمت كرد. او وقتى وارد قاهره شد كه جنبش فكرى مصر در سه جهت حركت مىكرد: اسلامى و مصرى - فرعونى و پيوند عربى. علايلى با وجود كمى سن وارد جريانهاى فكرى و سياسى شد و در آن حوادث فعالانه شركت جست. جنبش اسلامى از بقيهى جنبشها فعالتر بود و بيشتر از هر چيزى در شعر آشكار شد و شاعران آن دوره خليفه را عامل وحدت همهى مسلمانان مىدانست. علايلى دانشجو نيز در زمرهى همين جنبش قرار گرفت و تحت تأثير انديشهها و آموزشهاى سيد جمال الدين اسدآبادى (١٩٣٨-١٨٩٧ م) قرار داشت. شيخ علايلى، سيّد جمال را گردبادى مىديد كه در قرن نوزدهم برخاسته ريشهها و نهالهاى نهضت مصر و اسلام را كاشته است. علايلى نه تنها او را رهبرى راستين و حقيقى بلكه شايستهترين رهبرى مىدانست كه شرق شناخته است و به رغم عمر كوتاه برق مانندش، همهى شرق مديون او هستند. علايلى تحت تأثير مصطفى كمال هم بود و همانند او معتقد بود كه ديندارى و ميهندوستى همزاد و همراه يكديگر هستند. لذا فعّاليّت دين را همانند فعاليت براى ريشهدار كردن ميهندوستى مىدانست. شايد از اين جهت بود كه او را از طرفداران حزب وطنى دانستهاند.
به هر حال علايلى در الازهر از اساتيد بزرگى استفاده كرد كه غالبا از شاگردان سيّد جمال يا عبده بودند. او در ادبيات معتقد بود كه ريشههاى فرهنگ و ادب به سلسله درسهايى مىرسد كه در رأس آنها نهج البلاغه قرار داشته است.
علايلى در زمينههاى مختلف كتاب نوشت و شعر سرود كه از مهمترين آنها مىتوان به كتابهاى زير اشاره كرد:
«تاريخ الحسين»، «سمّو المعنى فى سمّو الذّات»، «الموسوعة اللغويه»، «مقدمة لدرس لغة العرب»، «المعرى ذلك المجهول»، «مثامن الاعلى»، «شرح قسطل»، «شيوه بلاغت در نقد معنوى» و «برترين هدف در برترين نهاد».
علايلى در سال ١٩٩٦ ميلادى درگذشت.٢
علايلى به حسين (ع) و قيام عاشورايى او عشق مىورزيد. وى با شور و حال زائد الوصفى از امام حسين (ع) سخن مىگويد و با تمام وجود در برابر عظمت او تواضع مىنمايد. او علاوه بر شعر و نثر زيبايى كه در مورد امام حسين (ع) دارد، به تفصيل به بررسى و تحليل حادثهى كربلا و ريشهيابى آن پرداخته است. وى فلسفهى قيام امام حسين (ع) را اعتراض به حكومت يزيد