دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٦٦٠
ياسر بدر الدّين
ياسر بدر الدّين به سال ١٩٤٢ ميلادى در «نبطية» به دنيا آمد. ليسانس حقوق خود را از دانشگاه عربى بيروت گرفت. و به عنوان رئيس يكى از ادارات مجلس مصر منصوب گرديد. او در شبهاى شعر بسيارى شركت جسته و مىجويد و آثار او در نشريات لبنان منتشر مىشود. برخى آثار او چنين است: «طيور بعد الطوفان»، «كتابة على حاشية الجرح».
-*-
١ - غنّ يا شعر قد أسانى
النّواح ***** و امطرى الحزن من دمى يا جراح
٢ - زرعتنى الآلام، لم تبق منّى ***** فنصال فى مهجتى و رماح
٣ - كتب الحزن كلّ أوراق عمرى ***** فكتاب الأسى لقلبى مباح١
١ - اى شعر؛ سروده شو! و اى زخم دل مرا بگريان! كه در دل من كشمكش
بزرگى برپاست.
٢ - دردها مرا از بين بردند و از من جز پوست و استخوانى ديگر چيزى باقى نمانده است.
٣ - حزن و اندوه بر اوراق عمر من نوشته شده و كتاب مصيبت بر قلب من است.
***
١ - يا حسين الشّهيد
عفوك انّا ***** لم نثر سيّدى بغير البكاء
٢ - يا حسين العظيم عفوك إنّا ***** قد وهبنا التّراب للأعداء
٣ - فقتلناك من زمان مرارا ***** حين خنّا مناهج الأنبياء
٤ - و ارتضينا بذلّنا عنك دنيا ***** و مشينا فى موكب الجبناء٢
١ - اى حسين شهيد ببخشيد كه ما تنها به عفو و گريه اكتفا نمودهايم.
٢ - اى حسين بزرگوار ببخشيد كه ما خاك سرزمينمان را به دشمنان تسليم كردهايم.
٣ - ما در هر زمان بارها تو را كشتهايم. هنگامىكه به راه انبياء خيانت كردهايم
٤ - و به ذلّت رضايت دادهايم و مسير فرومايگان را پيمودهايم. (شاعر وضعيت اسفبار و تحقيرآميز مسلمين را مشاهده مىكند و اينكه دشمنان بر سرزمينهاى مسلمانان تسلّط يافتهاند و آنان بر حسين (ع) به اشكى اكتفا نمودهاند از حسين (ع) خجالت مىكشد و از او عذرخواهى مىكند.)
***
١ - لست منّا، يا أروع الأولياء
***** لست منّا، يا سيّد الشّهداء
٢ - أنت حرّ و نحن ذلّ عبيد ***** أنت طهر و نحن نتن الوباء٣
١ - تو از ما نيستى اى پرهيزكارترين اولياء! تو از ما نيستى اى سيد
الشهداء.
٢ - تو آزادهاى و ما عليل و برده هستيم. تو پاك هستى و ما وبازده. (بهواسطهى دورى از مرام حسين (ع) كابوس