دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٦٥٨
١ - فبارض سينا هل سيصمد
راقص ***** و يحرّر القدس الشّريف طعام؟!
٢ - أ تعيد للجولان سالف عزّه ***** مزق هوت و هوى بها الإتهام؟!
٣ - و حمى الجنوب أيفتديه مسمسر ***** بزعيقه ان هاجمت أخصام؟!
٤ - بلدى الّذى قدبيع ليس يعيده ***** رقص الحبال و شهوة و وحام
٥ - فالجالسون على الأرائك كلّهم ***** باعوا الضّمير و هدّهم إحجام
٦ - مهما سموا نحو العلاء فكلّهم ***** مستأجرون، و كلّهم خدّام
٧ - لو يملأوا الدّنيا مجالس قمّة ***** أقسمت أنّ القائمين قمام١
١-٤ - در سرزمين سينا، بلندىهاى جولان، جنوب لبنان، حاكمان بىلياقتى
حكم مىرانند كه بهواسطهى آنان ذلّتى بر جهان اسلام وارد گشته و موجب تسلّط يهود
بر آنان گرديده است. اين حاكمان رقاصّان و اوباش و اراذلند كه اميد مقاومت از آنان
نمىرود. آيا دلالان حاكم جنوب (لبنان) و بلندهاى جولان براى بازپسگيرى اين
سرزمينها از دست يهود سرو صدا مىكنند؟ اين مسخره است!
٥ - مدعيان دروغين عرب بندبازان و هوسرانانى هستند كه وجدانهاى خويش را فروختهاند
٦ - و اگر ترّقى و پيشرفتى در آنها ديده شود عاريتى و موقّتى است. آنها از خود چيزى ندارند و مزدوران بيگانهاند.
٧ - اگر دنيا را مجالس سران پر كنند بخاطر بىكفايتى آنان سوگند مىخورم كه در نهايت تودههاى مردم قيامكنندگان حقيقىاند.
***
١ - فتثلّمت أسيافنا فى
خيبر ***** خجلا و غاب الفارس الضّرغام
٢ - و تساقطت أبطالنا فى كربلا ***** و الذّلّ ساد فزلزلت أقدام
٣ - و تفرّقت أجنادنا مهزومة ***** و الموت يعصف و النّساء عقام
٤ - الدّاء شرّش لم تفده تمائم ***** و الطّبّ أعجز و الشّفاء عقام
٥ - مولاى من ذاك الزّمان تهافتت ***** أجيالنا، و تفشّت الأورام٢
١ - شمشيرهاى برّان خيبرى را مىبينيم كه از خجالت سوراخسوراخ
گرديدهاند و از شير يكّهتاز عرصهى پيكار اثرى نيست؛
٢ - پهلوانان در كربلا به خاك غلتيدهاند و ذلّت و سستى بر همهچيز سيادت مىكند...
٣ - لشكريان پراكنده شده و نسيم مرگ وزيدن گرفته است. گويا زنان نيز عقيم گشتهاند.
٤ - ديگر هيچ ورد و دارويى بر اين بيمارى اثر گذار نيست، و علم پزشكى نيز عاجز شده و شفا هم مفيد فايده نيست
٥ - مولاى من از آن زمان نسلهاى ما فرياد مىزنند.
***
١ - يا مهرقين على
الحسين دموعكم ***** أسفا و هذى الحادثات جسام