دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٦٥٦
محمّد رضا فرحات
محمد رضا فرحات به سال ١٩٣٦ ميلادى در نجف اشرف به دنيا آمد و در لبنان دورهى متوسطه را به پايان رساند. براى تعليم علوم دينى به عراق و ايران سفر كرد، سپس به لبنان بازگشت. او هماكنون در عراق سكنى دارد. برخى از آثار او چنين است: «جراح جنوبية»، «سلام للعصافير».
قصيدهى معروفى در رثاى امام حسين (ع) سروده به نام «يا ابن الحداء»١. فرحات در اين قصيده، از منظر سياسى - اجتماعى به عاشورا نگريسته است، او تلاش نموده پلى بين گذشته و آينده ايجاد نمايد و خواننده را با عبور از آن به مسير و اصول جاودانهى حسين (ع) رهنمون گرداند.٢
اگرچه سبك شعر فرحات از قوّت و متانت زيادى برخوردار نيست امّا آنچه به شعر او روح زندگى مىبخشد هماهنگى آن با مسائل اجتماعى روز، به ظهور كشاندن دردهاى خفتهى درونى و فرياد كردن مصيبتهاى آشكار بيرونى است.
-*-
١ - مولاى ذكراك بالآهات
نمزجها ***** حتّى مزجنا مع الشّكوى أمانينا
٢ - من ألف عام سيول الدّمع ما انقطعت ***** و ما أفادت فهل أحيت لتحيينا
٣ - يجرّنا الظّلم أنّى شاء يسحقنا ***** كما يشاء و فى الأغلال يبقينا
٤ - و لا نثور و لا تصحو مواكبنا ***** إلاّ على الدّمع و الشّكوى تسلّينا
٥ - و لم نفكّر لما ذا ثرت منتفضا ***** بل استمعنا فوصف الجرح يكفينا٣
١ - مولاى من، ما با ذكر تو و با نام تو خو گرفتهايم و با گريه و
عزاى بر تو خود را تسلى مىدهيم.
٢ - هزاران سال است كه سيل اشكها بر تو قطع نشده است و بر تو گريه مىشود ولى فايدهاى ندارد.
٣ - و همچنان ظلم و ستم به هرگونهاى كه مىخواهد با ما رفتار مىكند و ما را درهم مىكوبد و در غلوزنجير نگاه داشته است.
٤ - و ما نه خونخواهى مىكنيم و نه بيدار مىشويم و تنها گريه و عزادارى موجب تسلاّى ما شده است.
٥ - و از تفكر در اينكه چگونه انقلاب كنيم بازماندهايم و تنها وصف مصيبت و جراحتهاى تو براى ما كافى شده است.
***
١ - يا ابن الّذى نادى
به العلاّم ***** و بنوره قد أشرق الإعتام
٢ - نشر الصّباح فغاب ليل أحمق ***** و انجاب عن عين الوجود ظلام
٣ - راياته رفّت بأنحاء الدّنى ***** تزهوبها الأجواء و الأنسام
٤ - يا ابن الحداء به ترنّم ركبنا ***** و به العبادة و الصّلاة تقام
٥ - يا ابن الّذى هتفت تغنّى باسمه ***** رغم المنيّة و السّياط أنام