دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٦٤٣
٤ - شما به فرزندان رسول خدا و همهى پاكان خيانت كرديد.»
*** زهير در محروميت مردم از شفاعت پيامبر چنين مىگويد:
١ - هل تطمعون بشربة من
جدّه ***** و حرمتموه الماء و هو يراه؟!
٢ - كلاّ، فانّ لكم سعير جهنّم ***** تشوى الوجوه، و لن يدوم الجاه١
١ - آيا طمع داريد كه از دست جدش سيراب شويد در حالىكه امام را از
آب محروم نموديد و او (پيامبر) شما را مىديد؟!
٢ - هرگز! براى شما آتش جاويدان جهنمى است كه صورتهاى شما را مىسوزاند و هميشگى است.
*** و چنين حبّ خود را به اهل بيت اظهار مىدارد:
حبّ النّبىّ محمّد و
عياله ***** أنشودة غنّت بها شفتاه٢
حبّ پيامبر (ص) و خاندانش، سرودى است كه همواره بر زبان من جارى
است.
***
١ - و حبيب يختطف
النّفوس بصارم ***** شقّ الرّؤوس و مزّق الأبدانا
٢ - و برمحه اخترق الصّدور فأخرجت ***** فوق السّنان ضلوعها أدرانا
٣ - و على الثّرى طرح الأكفّ كأنّها ***** ورق الخريف يفارق الأغصانا
٤ - حتّى اذا خضب الثّرى بدمائهم ***** و من المحاجر أشبع الغربانا
٥ - و تكاثروا مثل النّواهس حوله ***** و من الأسنّة شيّدوا بنيانا
٦ - و هوت عليه سيوفهم و كأنّها ***** عند النّزول تخاف منه طعانا٣
١ - حبيب بن مظاهر، در حملهى قهرمانانهاش به سپاه خصم در حالىكه
سرها را مىشكافد و بدنها را پارهپاره مىكند
٢ - با نيزه سينهها را مىشكافد و بر سرنيزهاش دندههاى ناپاك دشمن نمايان است.
٣ - دستهايى كه با ضربت شمشير او از بدن جدا گشتهاند. همچون برگهاى پاييزى از شاخه جدا شده و بر زمين پراكنده است
٤ - و آنگاه كه زمين از خون دشمن سرخ گرديد و كاسههاى چشمان به خاك افتاده غذاى كلاغان را مهيّا نمود.
٥ - دشمن هجوم جمعى و وحشيانهى خود را آغاز كرد و ديوارى از شمشير به دور او كشيد.
٦ - در عينحال شمشيرها هنگام فرود از ضربههاى مهلك او در هراسند.
***
و اذا احاطت بالأسود
أرانب ***** و تكاثرت بالحرب فاز الأرنب٤