دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٦٤
سليمان بن قتّه
ابو ايوب، سليمان بن حبيب محاربى عدوى تيمى قرشى، بردهاى از تيم بن مرّة بود. مادرش قتّه نام داشت و سليمان به نام مادرش شهرت يافته است. سليمان از شاعران پرهيزكار شيعه در قرن اول هجرى است و همهى اشعار او به بنى هاشم اختصاص دارد.
سليمان مدت چهل سال در دمشق منصب قضاوت داشته است و به سال ١٢٦ ه. ق. در دمشق درگذشته است.١
سليمان از دوستداران امام حسن (ع) بوده است و ابياتى در مرثيهى امام حسن (ع) سروده است كه نشاندهندهى نزديكى او به امام بوده است:
«خداوند سخن كسى را كه خبر مرگ حسن را آورد، تكذيب فرمايد. هرچند با هيچ بهايى نمىتوان آن را تكذيب كرد. تو دوست يگانه و ويژهام بودى و هر قبيله از خويشتن مايهى آرامشى دارند. در اين ديار مىگردم و تو را نمىبينم و حال آنكه كسانى در اين ديار هستند كه همسايگى آنان مايهى غبن و زيان است. به جاى تو آنان نصيب من شدهاند، اى كاش فاصلهى ميان من و ايشان تا كنارهى خليج عدن بود.»٢
-*- سليمان بعد از حادثهى عاشورا به كربلا رفت و مرثيهاى را در برابر كشتگان كربلا سرود:
١ - مررت على أبيات آل
محمد ***** فلم أرها أمثالها يوم حلّت
٢ - ألم تر أن الشمس أضحت مريضة ***** لقتل حسين و البلاد اقشعرت
٣ - و كانوا رجاء ثم أضحوا رزية ***** لقد عظمت تلك الرزايا و جلت
٤ - و تسألنا قيس فنعطى فقيرها ***** و تقتلنا قيس إذا النعل زلت
٥ - و عند غنى قطرة من دمائنا ***** سنطلبها يوما بها حيث حلت
٦ - فلا يبعد اللّه الديار و اهلها ***** و إن أصبحت منهم برغم تخلت
٧ - و إن قتيل الطف من آل هاشم ***** أذلّ رقاب المسلمين فذلّت٣
١ - به خانههاى آل محمد (ص) گذر كردم و خانه و كاشانهاى را
همانند آنها نديدم كه روزى داراى اهل و ساكن بودند و امروز خالى و وحشتزا هستند.
٢ - آيا نمىبينى كه خورشيد به خاطر قتل امام حسين (ع) بيمار است و تمام دنيا به شهادت او مىلرزد؟
٣ - آنها مايهى اميد مردم بودند سپس مايهى مصيبت و اندوه گشتند. به راستىكه اين مصيبت بس بزرگ و سنگين بود.
٤ - شگفت است كه مستمندان قبيلهى قيس از ما درخواست مىكنند و ما بدانها عطا مىكنيم و آنها در وقت برگشت روزگار ما را مىكشند.