دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٦٢٥
و مرگ را ذليل و ناتوان مىسازد.
***
١ - شهيد الإبا مات
الإبا فى نفوسنا ***** و ها نحن فى كفّ المطامع مغنم
٢ - لنا موطن كالخلد حسنا و انّما ***** تضام بنوه و الغريب ينعّم
٣ - بحكم أعيذ اللّه جلّ رجاله ***** طواغيت من «نيرون» أقسى و أظلم
٤ - نكابد فيه الهون و الذّلّ و الشّقا ***** و لا مشتك منّا و لا متظلّم!
٥ - فمن يشتكى عسفا و جورا و فاقة ***** من العيش فى جنّاته الخضر يحرم
٦ - و تحويه أعماق السّجون كأنّه ***** عدوّ لهذا الشّعب أو هو مجرم١
١ - اى شهيد آزادگى! آزادگى در جانهاى ما مرده و سرزمين ما هماكنون
در دستهاى طمعكاران است.
٢ و ٣ - سرزمينى همچون بهشت برين (لبنان) كه فرزندانش از آن محرومند و بيگانگان و طاغوتيانى همچون «نرون»٢در آن سرزمين غرق در ناز و نعمتند.
٤ - ما با ذلّت و بدبختى در آن رنج و سختى مىكشيم و از ميان ما كسى نيست كه شكايت كند و تظلّم نمايد.
٥ و ٦ - من پناه مىبرم به خدا از حكومت اين طاغوتهاى ظالم. هركس در اين سرزمين فرياد و تظلّم نمايد با حرمان و زندان روبروست. گويىكه دشمن اين مردم است و يا اينكه مجرم است.
***
١ - كفكف دموعك فابن
حيدر قدوة ***** للثّائرين و رائد و معلّم
٢ - ما بالتّحيب و لا العويل ككلّ من ***** فوق الفراش قضى و مات يكرّم٣
١ و ٢ - جلوى چنين اشكى را بگير كه پسر حيدر الگويى است براى
خونخواهان و بهترين معلم است و چنين ماتمى شايستهى كسى است كه در بستر، تسليم مرگ
شود.
***
١ - فلا تغترر فيمن يذيل
ذموعه ***** رياء و لا فيمن ينوح و يلطم
٢ - فكلّهم يذرى دموع مقلّد ***** فما هو محزون و لا متألّم
٣ - أ يعرف قدرا للإباء و للدّما ***** جبان مهان لا إباء و لادم٤
١ و ٢ - كسىكه از روى ريا گريه كند و يا در عزاى حسين (ع) بىمحتوا
و به شيوهى تقليدى اشك بريزد، تو را مغرور نكند. زيرا كه او در حقيقت محزون و درد
كشيده نيست.
٣ - او عاشورا را نمىشناسد و بهرهاى از خون و ايستادگى آن نبرده است.