دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٦٢٤
موسى الزين شراره
موسى الزين شرارة به سال ١٩٠٢ ميلادى در شهر «بنت جبيل» لبنان به دنيا آمد. در مبارزه با استعمار فرانسه بسيار فعّال بود و از سال ١٩٣٦ تا ١٩٣٩ ميلادى زندانى گرديد. پس از مدتى فرار به آفريقا به لبنان بازگشت. او در سال ١٩٨٦ ميلادى درگذشت. سه ديوان خطى از او به جاى مانده است: «الشرارات، عصا موسى، هذه فلسطين».
-*-
١ - فى مثل هذا اليوم
شادلنا الدّم ***** مجدا به ثغر العلى يترنّم
٢ - مجدا دعائمه الشّهادة و الفدا ***** تتهدّم الدّنيا و لا يتهدّم
٣ - مجدا بمجد علاه كلّ مناضل ***** و شهيد حقّ فى الخلائق يحلم١
١ - روز عاشورا، تداعىگر مجد و بزرگوارى و عزّتى ماندگار است.
٢ - مجدى كه به ستونهاى شهادت و ايثار تكيه كرده و با فناپذيرى دنيا رنگ فنا نمىپذيرد.
٣ - مجدى كه هر جنگجويى در آن را بالا برده و شهيد حق در ميان خلايق آرزو مىشود.
***
١ - ليث له إرث النّبوّة
غاية ***** عنها يذود و دونها يتجشّم
٢ - عرضت له الدّنيا فأعرض ساخرا ***** منها وراح لسخفها يتبسّم
٣ - ما ثار للدّنيا كمن ثاروا و لا ***** لحطامها اذ ليس فيها مغنم
٤ - أ تغرّه تيجانها و عروشها ***** و الشّمس دون طموحه و الأنجم٢
١ - او (امام حسين (ع)) وارث پيامبرى است كه در راه هدف، خود را به
سختى مىافكند.
٢ - به دنيايى كه سخاوتمندانه به او عرضه مىشود، مىخندد.
٣ - امام مانند ديگران براى دنيا و زينتهاى آن و چيزهاى پوچ و بيهودهاش مجاهدات نكرد.
٤ - زيرا دنيا نتوانست او را به سوى خود بخواند و خورشيد و ستارگان را دون همت والاى خويش مىداند.
***
١ - شقّ الصّفوف و غاص
فى أوساطها ***** يذرى الجسوم و بالجماجم يحطم
٢ - تتناثر الأشلاء تحت حسامه ***** و الموت مشدوه أصمّ أبكم
٣ - و الصّيد مذ عصف الزّئير بسمعها ***** خرست و قام حسامه يتكلّم٣
١ و ٢ - حسين (ع) آنچنان صفوف دشمن را در زير شمشيرش مىشكافت كه
مرگ در برابر مجد و عظمت او كر و لال شده بود.
٣ - و با شمشير برّانش سر و پيكرها را قطعهقطعه كرده به زمين مىريزد كه دشمن را به اعتراف اين همه ايستادگى وادار