دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٦١٤
١ - فتح الرّمل قلبه
مستهاما ***** يتلقّى من الحسين الدّماء
٢ - يستبيه الدّم النّفيس، كسمط ***** الدّر يغرى الصّيارف البخلاء
٣ - يتلقّى دماء طه كنوزا ***** سائلات فتستفيض ثراء
٤ - و يباهى فى الأرض، كلّ بقاع ***** الأرض، حتّى يكاد يغزو السّماء١
(لحظهى شهادت امام حسين (ع) و ريختن خون آن حضرت بر روى ريگهاى
بيابان)
١ - قلب عاشق ريگهاى بيابان براى برگرفتن خون حسين (ع) باز مىشود.
٢ - خونى كه چون گردنبند مرواريد از نظر پاكى، درخشندگى و ارزش جلوهگرى مىكند
٣ - وقتى خون پاك آنان به گنجهاى زمين مىخورد، گنجينهاش افزايش مىيابد و اندوختهاش بيشتر مىشود
٤ - و زمين كربلا به خاطر چنين درّ گرانبهايى بر زمين و آسمان مباهات مىكند.
***
١ - لا يموت الحسين الاّ
هصورا ***** لن يموت الحسين موت الشّاة
٢ - و الّذى سيّد الحسام ابوه ***** لا يعدّ المنون فى الموبقات
٣ - انّ صدرا يستهدف الحقّ صرفا ***** ليس يخشى طعن القنا و الظّبات٢
١ - آيا حسينى كه مانند شير بيشه است مىميرد؟ او هرگز چون
گوسفندان نخواهد مرد!
٢ - كسىكه پدرش مانند شمشير برّان بود، هرگز از مهلكهها نمىگريزد.
٣ - سينهاى كه نور حق در آن دارد شده است هرگز از طعن نيزه و شمشير نمىترسد.
***
١ - سوف تبكى على الحسين
البواكى ***** و يرى كلّ محجر شلاّلا
٢ - ليت شعرى لم البكاء؟ و ذاك ***** اليوم عيد يشرّف الأجيالا؟!
٣ - مأتم القاتلين! لا مأتم القتلى ***** يسيرون للخلود عجالى٣
١ - چرا بر حسين (ع) مىگرييد؟ چرا كاسهى چشم شما اشكريزان است؟
٢ - علت گريه چيست؟ روز عاشورا، روز عيد و شرافت نسلهاست.
٣ - روز عزاى قاتلان است. نه عزاى شهيدانى كه شتابان به سوى جاودانگى شتافتند.
*** خاتمهى داستان با ذكر جوانمردى و وصف استقامت مصلحان و اثرات
خير آنان به هستى مزيّن مىشود:
١ - شيمة المصلحين يمشون
فى ***** الدّنيا على شفرة الحسام الفالق
٢ - فاذا يتركونها يتركون الكون ***** روضا بالخير و الفوح عابق٤