دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٦٠٥
(ابو الفضل عباس (ع) پس از شهادت ياران امام حسين (ع) از حضرت اجازهاى رفتن به ميدان مىگيرد. امام (ع) از يكسو پيكر ياران را مىبيند كه به خاك و خون غلتيدهاند و از سوى ديگر صداى ناله و افغان زنان را مىشنود و اكنون پسر فاطمه (س) بايد عزيزترين و بهترين تكيهگاهش را روانه ميدان سازد).
١ - چگونه مىتوان صبر كرد در حالىكه سبط پيامبر به هر طرفى مىنگرد، كمكى نمىيابد.
٢ - صداى حزن و شيون زنان را به خاطر آنچه بر آنان گذشته است، مىشنود.
٣ - و كودكان را مىبيند كه تشنهاند و از پسر فاطمه (س) تقاضاى آب مىكنند.
٤ - لذا پاسخ امام اشك از ديده جارى مىسازد. او به عباس (ع) كه اذن مىخواهد مىفرمايد: تو برادرم هستى و تو علمدار منى!
***
دعا الامام و الحشا
تفطّرا: ***** أمته عطشانا، أ تدرى ما جرى؟
ما مرّت الأيّام حتّى مرضا ***** لم يرو بالماء و ظمآنا قضى١
(فشار تشنگى بر امام در آخرين لحظات پيكار بسيار زياد بود امام به
طرف شطّ فرات حركت كرد. و فردى از لشكر دشمن امام را مخاطب ساخته و گفت: هرگز مزه
آب را نخواهى چشيد تا كشته شوى؛ و امام را هدف تير قرار داد. تير به دهان مبارك
امام (ع) اصابت كرد حسين (ع) تير را بيرون كشيد و دستش را زير دهانهى زخم گرفت و
خونش را به آسمان پاشيد)
١ - آنگاه امام او را نفرين كرده و فرمود: «به حالت تشنگى كه مىبيند برسد». بارالها او را با تشنگى از دنيا ببر! و او به آنچه امام فرموده بود رسيد.
٢ - و به بيمارى مبتلا شد كه مدّتى طولانى نمىتوانست سيراب شود و عاقبت با تشنگى جان سپرد.
***
١ - حتّى أباد من جموعهم
عدد ***** فعندها بالقوم صاح ابن سعد:
٢ - هل تعرفون من أذاقكم نصب ***** ويل لكم! هذا ابن قتّال العرب
٣ - هيّا احملوا عليه من كلّ طرف ***** و جاء بالفرسان شمر و وقف
٤ - و كانت الرّماة، فيما نقلوا، ***** أربعة الاف رام اقبلوا٢
(امام چون شير پهنهى كارزار پاى به ميدان نهاد) ١ - تعدادى از
جماعتشان جلو آمدند. در اين هنگام ابن سعد به سپاهيانش فرياد زد:
٢ - آيا كسى را كه مقابل شماست نمىشناسيد؟ واى بر شما! اين فرزند جنگجوى عرب است. (روح على در پيكر اوست.
او فرزنده كشندهى عرب است.)
٣ - آنگاه از همه طرف به امام حمله كردند و شمر با اسب آمد و ايستاد
٤ - تعداد تيراندازان نيز طبق آنچه نقل شده چهار هزار نفر بودند كه آمادهى حملهى همه جانبه به امام (ع) شدند.
***