دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٥٧٨
برترين مستضعفين را زير قدمهاى خويش بگذار.
***
١ - يطفو و يرسب فى خيالى
دونها ***** ظلّ أدقّ من الجناح النائى
٢ - حيران فى قعر الجحيم، معلّق ***** ما بين ألسنة اللّظى الحمراء
٣ - أبصرت ظلّك يا يزيد يرجّه ***** موج اللّهيب و عاصف الأنواء
٤ - رأس تكلّل بالخنا، و اعتاض عن ***** ذاك النّضار بحيّة رقطاء
٥ - ويدان موثقتان بالسّوط الّذى ***** قد كان يعبث أمس بالأحياء١
١ - من بالهاى خيال را تا دوردستها به پرواز درمىآورم،
٢ - و يزيد را در قعر جهنم مىبينم كه بين زبانههاى سرخ آتش سرگردان و پريشان است.
٣ - لهيب آتش و تندبادها، سايهاش را مىلرزاند،
٤ - سرش به تاج فحّاشى مزيّن گرديده و به جاى سر آراستهى او مىتوان مار خالدارى را مشاهده نمود.
٥ - دستان او با همان تازيانهاى كه ديروز بر زندگان فرود مىآورد، بسته شده است.
***
١ - عن ذلك السّهل
الملبّد يرتمي ***** في الأفق مثل الغيمة السّوداء
٢ - يكتضّ بالاشباح ظمأى حشرجت ***** ثمّ اشرأبّت في انتظار الماء
٣ - مفغورة الافواه الاّ جثّة ***** من غير رأس لطّخت بدماء
٤ - بأبي عطاشى لاغبين و رضّعا ***** صفر الشّفاه، خمائص الاحشاء
٥ - أيد تمدّ الى السّماء، و أعين ***** ترنو إلى الماء القريب النّائي
٦ - عزّ الحسين و جلّ عن أن يشترى ***** جمّ الخطايا طائش الأهواء
٧ - آلى يموت و لا يوالي مارقا ***** رىّ الغليل بخطّة تكراء
٨ - فليصرعوه كما أرادوا، انّما ***** ما ذنب اطفال و ذنب نساء؟!٢
١ - صحراى كربلا سوزان است و افق آن سياه گرديده است.
٢ - صحراى كربلا پر است از كودكان بىگناه و تشنهلبى كه در انتظار و بىقرار آب هستند.
٣ - صحراى كربلا پر است از سرهاى از بدن جدا و شيرخواران خشكيدهلب و شكم به پشت چسبيده.
٤ - و زنان بىگناه كه تشنهاند و در فغان و عزا هستند.
٥ - دستهايى كه رو به آسمان بلند شده و چشمهايى كه غريبانه به آب مىنگرند.
٦ - از حسين كه بر دين خويش سازش نمىكند و باوجود اين همه مصيبت دست از هدف والاى خويش نمىشويد
٧ - و به خاطر سيراب كردن زنان و اطفال از مواضع خويش عقبنشينى نمىكند.
٨ - پس بايد او را به خاك افكند! امّا گناه كودكان و زنان چيست؟!
***