دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٥٧٧
بدر شاكر السيّاب
بدر شاكر السيّاب از پيشتازان نهضت ادبى جديد است كه به سال ١٣٤٤ ه. ق. برابر با ١٩٢٦ ميلادى در قريه «جيكور» در حوالى «بصره» به دنيا آمد، پس از دوره دبيرستان وارد تربيت معلم شد و با پيوستن به جماعة اخوان «عبقر» و ترجمه در نشريه «الجبهة الشعبة» كار ادبى خويش را آغاز نمود. در سال ١٩٦١ به عنوان عضو هيئت تحريريه مجله «موانى» برگزيده شد. سيّاب به عنوان يكى از سردمداران تجديد در شعر عراق شناخته مىشود. و از رهبران به كارگيرى رمز و اسطوره در ادب عربى مىباشد. او در شعر خود، از شاعران انگليسى «اليوث» و «ايدث سيتويل» متأثر بوده است. سياب در سال ١٣٨٣ هجرى برابر با ١٩٦٤ م در ٣٩ سالگى وفات يافت. از آثار او مىتوان «ازهار ذابلة»، «أساطير»، «انشودة المطر»، «حفار القبور»، «المومس العميا» و منزل الاقنان را نام برد١.
بدر شاكر از رمز و اسطوره در اشعار خويش بسيار بهره جسته و رمزگرايى او در سه جنبهى اساسى تجلّى يافته است:
١ - رموز جهانى كه مشترك ميان همهى ملتهاست مانند سندباد و هولاكو.
٢ - رموز عربى كه حافظه عرب و مليّت خاص آن به او پرداخته و از لابلاى قصّهها و اساطير به دست رسيده است مانند دلاورىهاى جنگ يسوس، عنتره و ابو زيد هلالى.
٣ - رموز قرآنى و اسلامى مانند: حوا، هابيل و قابيل٢.
شاكر السيّاب با حماسهى كربلا به عنوان رمزى جاويد در حافظهى تاريخ روبرو مىشود و همچنان كه به رموز دلاورى و ايمان مىپردازد، از نمادهاى پستى و شر سخن مىگويد. او در قصيدهى معروفش به نام «مرثيهى جيكور» از يزيد و شمر، به عنوان ارباب و نوكرى كه در مسير ذلّت و زشتى، امر كرده و فرمان مىبرند، ياد مىكند٣.
در قصيدهى مشهور «الدمعة الخرساء»٤ نيز از رمز بزرگ پليدى ياد مىكند و او را زير رگبار دشنام خويش مىگيرد. در اين قصيده، جنبهى هجو و نكوهش غالب است، شايد گرايشهاى سوسياليستى «سيّاب» در رنگآميزى ستيزگونهى اشعار او بىتأثير نبوده است.
شعر سيّاب در هجو يزيديان قديم و جديد سروده شده و با استفاده از صنايع لفظى و معنوى بسيار به شعر خويش قوّت و قدرت تأثيرگذارى بخشيده است.
-*-
إرم السّماء بنظرة
استهزاء ***** و اجعل شرابك من دم الأشلاء
و اسحق بظلّك كلّ عرض ناصع ***** و أبح لنعلك أعظم الضّعفاء٥
اى يزيد! به آسمان رفيع با استهزاء بنگر و شراب خويش، از خون
پيكرهاى پارهپاره بنوش، آبروى پاك را پايمال كن و