دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٥٧٢
شيخ محمّد على اردوبادى
شيخ محمد على اردوبادى تبريزى نجفى فرزند ميرزا ابو القاسم اردوبادى به سال ١٣١٠ ه. ق. در تبريز متولد شد. وى از علما و شعراى اماميه مىباشد. در كودكى و در سن ٥ سالگى با پدرش به نجف اشرف رفت و مقدمات علوم متداوله را نزد جمعى از فضلاى نجف فراگرفت، سپس به حوزهى درس پدرش راه يافت. همچنين از حوزهى درس شيخ الشريعه اصفهانى، ميرزاى شيرازى و شيخ محمد جواد بلاغى بهرهمند گشت. حكمت، فلسفه، كلام و تفسير را آموخت. بيش از شصت اجازهى روايت و اجتهاد از فحول علماى عراق، ايران، سوريه و لبنان دريافت كرد و برجستگان علماى شيعه، مقام علمى و فضل او را گواهى نمودند. اردوبادى در شعر و ادب عرب بر اكثر شعراى عربنژاد برترى داشت و شيوهى عالى وى، بزرگان شعراى عرب را حيرتزده نمود. اكثر عمر خود را در خدمت علم و دين صرف كرد و در كنار استاد خود شيخ محمد جواد بلاغى مبارزات خستگىناپذيرى عليه تبليغات مسيحى و استعمار نو برپا داشت. در دهها مجلّه در كشورهاى اسلامى مقالاتى منتشر نمود و با دشمنان اسلام و تشيع جنگيد. وى داراى تأليفات مهم و تحقيقات ارزندهاى است از جمله: يك دوره تحقيقات در شش جلد كه هر جلد آن نام خاصى دارد (قطف الزهر، زهر الرياض، الحدائق ذات الاكمام، الحديقة المبهجة، الرياض الزاهره، زهرالربى).
«حياة ابراهيم بن مالك الاشتر»، «حياة سبع الدجيل»، «الالوار الساطعة». «سبك التبر فيما قيل فى الامام الشيرازى» در ٦٠٠ صفحه شامل اشعارى است دربارهى ميرزاى اوّل شيرازى و «ديوان شعر» كه غالبا در مدح اهل البيت (ع) است١.
وى در زمان دايرة المعارف تأليف اعيان الشيعه در حيات بوده٢ و صاحب الغدير نيز در زمان تأليف كتاب خود با او ملاقات داشته است. او به سال ١٣٨٠ هجرى درگذشت.
-*-
مرثيه عاشورايى:
١ - أحقّ الناس أن يبكي
عليه ***** بدمع شابه علق الدماء
٢ - بجنب العلقمىّ سري فهر ***** فتى أبكى الحسين بكربلاء
٣ - أخوه و ابن والده علىّ ***** هزبر الملتقى ربّ اللواء
٤ - صريعا تحت مشتبك المواضي ***** أبو الفضل المضرّج بالدماء
٥ - و من واساه لا يثنيه شىء ***** عن ابن المصطفى عند البلاء
٦ - و قد ملك الفرات فلم يذقه ***** و جاد له على عطش بماء٣
١ - او كسى است كه از همه سزاوارتر است تا بر او بگريند، گريهاى
كه آميخته با خون باشد.
٢ - شريفترين و سخاوتمندترين جوان عرب (از نژاد قهر) در كربلا و در كنار علقمه به خاك افتاد و حسين (ع) بر او گريه كرد.
٣ - برادرش (عبّاس) كه در رويارويى با دشمن مانند شير بود و علمدار لشكر او بود.