دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٥٦٥
ادوار مرقص
اديب سورى، شاعر، نويسنده، در «لاذقية» به دنيا آمد و تا سال ١٣٤٠ ه. ق. در آنجا به تحصيل مشغول بود، او از اديبان و مترجمان بزرگ نيمه اوّل قرن ٢٠ به حساب مىآيد و از اعضاى «مجمع علمى دمشق» مىباشد و به عنوان يك اديب صحفى در كشورهاى مصر، لبنان و سوريه شناخته مىشود. «مرقص» در سال ١٩٥٢ ميلادى وفات يافت. برخى از آثارش:
«الأدب العربى فى ماله و فى ما عليه»، «كفيل البيان و الشعر»، «نحن و لغتنا فى هذا العصر»، «ديوان ادوار مرقص»، «ذخيرة المتأدب» و «كفيل العروض و القافيه».١
-*-
١ - قدم الزمان و ذكره
متجدد ***** في كل قلب بالفضيلة حاشد
٢ - و خلود كل فضيلة بخلود من ***** لولاه لم يكن الزمان بخالد
٣ - ايه دم الشهداء سل متدفقا ***** و اسق القلوب ببارق و براعد
٤ - ان القلوب الممحلات اذا ارتوت ***** منه زهت بمكارم و محامد
٥ - يا غرة الشهداء من عليائها ***** لوحى عليهم كالضياء العاقد
٦ - موسومة بدم الشهادة فهي لا ***** تنفك تدمي مثل زند الفاصد
٧ - كيما يسيروا فى الحياة بنهجه ***** لا يخضعون لغاصب و معاند٢
١ - با گذشت زمان ياد او تازه مىشود و در قلوب فضيلتجويان، تازهتر
و پايدارتر مىگردد.
٢ - زيراكه رنگ الهى موجب جاودانگىاش گرديده است؛ و گذر زمان آن را از بين نمىبرد.
٣ - اى خون شهدا، دوباره جارى شويد و رعد و برق ديگرى را بهوجود آوريد.
٤ - تا قلبهاى خشك و باير و زمينهاى شورهزار و بىحاصل و خشك را از خون سيراب و زنده نمايد.
٥ و ٦ - اى سرور شهدا! مانند نورى بر آنان روشنايى داشته باش كه خون تو همواره، سارى و جارى است. مانند مچ كسى كه رگش را براى حجامت زدهاند.
٧ - همچنان در زندگى روششان ادامه مىيابد و در مقابل هيچ غاصب و معاندى سر تسليم فرود نمىآورند.