دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٥٦٤
٦ - او از احمد است و احمد از اوست و خاك بهواسطهى وجود مقدس او شرافت يافت.
٧ - او بهترين مردم پس از جدّ بزرگوار و پدرش است و بهترين كسى است كه دنيا را تحقير نمود.
٨ - در آنجا بايست و بر او اشكت را جارى كن و به مدت طولانى بر كشته شدنش گريه كن.
٩ - كدام كشتهشدهاى است در راه خدا كه قبل از شهادتش همهى انبياء و اوصياء بر او گريسته باشند؟!
١٠ - و بر او آسمانها و زمين گريسته باشند و اشكشان باز هم جارى باشد.
١١ - اگرچه بعضى از مردم از زيادى گريه، اشك چشمانشان خشك شده ولى نبىّ اكرم (ص) مانند كسىكه خاشاك در چشمش فرو رفته باشد. دائما اشكريزان است.
***
رام الدّعىّ ابن الدّعىّ
مذلة ***** منه فلاذ بعزّة و إباء
هيهات أن تعطي الدّنيّة نفسه ***** خوف المنيّة أو رجاء بقاء١
(حسين چنين شيوهاى را در مخالفت و ايستادگى در برابر پيشنهاد ذلّت
از سوى يزيديان، تعليم مىنمايد):
اين زنازادهى پسر زنازاده قصد دارد كه مرا به ذلّت بكشاند امّا من به خاطر عزّتم ابا مىكنم و هيهات از اينكه به خاطر ترس در برابر پيشنهاد ذلّت يزيديان تسليم شوم.
***
و لمجدهم كتب الّخلود و
دام فى ***** أنف الزّمان لذكرهم عبقات٢
براى بزرگى آنان جاودانگى و بقاء نوشته شده و ياد او و ماندگارى
نهضت او در طول زمان همواره جاودانه است.