دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٥٥٥
مهدى الأعرجى
سيد مهدى بن سيد راضى حسينى اعرجى بغدادى از اكابر خطباى منبر حسينى، به سال ١٣٢٢ ه. ق. در نجف به دنيا آمد.
دروس عربى و عروض، را نزد سيد رضا هندى و متن خطابه را نزد دايى خود شيخ قاسم حلّى كه خطيب مشهورى بود، خواند و ذوق لطيف و قريحه سرشار او، وى را علاقهمند مجالس شعر و ادب ساخت. وى در بديههسرايى مهارت داشت. از آثار وى «ارجوزه در نسب آل اعرجى» در ٣٩ بيت كه در مجلهى المرشد بغدادى به چاپ رسيد را مىتوان نام برد. او در جوانى و در سال ١٣٥٩ هجرى در شطّ فرات غرق گرديد. ديوان مخطوط او توسط برادرش در بيش از ٣٠٠ صفحه جمعآورى شده است١.
-*-
١ - و رأس ابن النّبىّ
على قناة ***** يرتّل آى أصحاب الرّقيم
٢ - و ينذر فى النّهار القوم وعظاو ***** يهدي الرّكب فى اللّيل البهيم
٣ - فلم أر قبله بدرا تجلّى ***** ***** له برج من الرّمح القويم٢
١ - سر پسر پيامبر (ص) بر نيزه در حال تلاوت قرآن بود. و آيات
مربوط به اصحاب رقيم را تلاوت مىفرمود.
٢ - اين سر روشنايى و درخشش داشت كه موجب روشنگرى و نصيحت در روز، و راهبرى قافله در شب تاريك مىشد
٣ - و من از اين «ماه» كه برفراز برجى از نيزه بردميده در شگفتم و ماهى چون آن نديدم٣.
***
ليت الهلال هلال شهر
محرّم ***** عجل الخسوف له و لمّا يتمم٤
اى كاش كه خوف مانع از كامل شدن ماه محرّم شود و لحظههاى بلا و
مصيبت ديرتر فرارسد.