دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٥٥٢
مهدى الفلوجى
حاج مهدى فلوجى بن حاج عمران بن حاج سعيد از ادباى حلّه بهشمار مىرود كه در سال ١٢٨٢ ه. ق. به دنيا آمد. او به تجارت روى آورد و با توجه به مكنت مالى خويش، هيچگاه از شعر براى بهرهمندىهاى مادّى استفاده نكرد، بلكه شعر خويش را به اهل بيت اختصاص داد. در اين اواخر به دليل روى نمودن مردم به سبك جديد شعر، اشعار او كه به سختى با اسلوب قديم پيوند خورده بود، مورد بىمهرى قرار گرفت. او در سال ١٣٥٧ هجرى وفات يافت، و در حرم حيدرى به خاك سپرده شد١.
-*-
١ - إلى م و قلبى من
جفونى يسكب ***** و نار الأسى ما بين جنبىّ تلهب؟!
٢ - أبيت و ليلى شطّ عنه صباحه ***** كأن لم يكن للّيل صبح فيرقب٢!
١ و ٢ - آتش سوزان درون من، دلم را آتش زده و شب و روز مرا يكسان و
تيره و تار نموده و خواب و استراحت را هم از من ربوده است.
***
١ - بأبى المحرمين عجّت
الى اللّه ***** بإهلالها وفود لقاها
٢ - قدّمت هديها و هنّ نفوس ***** يا لتلك النّفوس ما أهداها!
٣ - تركتها سيوف أبناء حرب ***** فى منى كربلا أضاحى مناها!
٤ - مذ تعرّت عن المخيط برودا ***** خلع الدّين بردها فكساها
٥ - برزت للطّواف دون بيوت ***** شرّف اللّه بيته بحماها٣
١ - امام حسين (ع) و يارانش محرمانى بودند كه جان خود را به عنوان
قربانيان حقيقى نه رمزى به قربانگاه آوردند، ٢ - و در كربلا سخاوتمندانه تقديم
كردند.
٣ - و شمشير دشمنان در «مناى كربلا» آنان را قربانى كرد.
٤ - آن هنگام كه جامهى دين پاره گشت. امام و اصحابش با خون خود آن جامه را دوختند.
٥ - آنان طواف خود را در كربلا بهگونهاى انجام دادند كه خداوند طواف خانهى خود را به سبب طواف آنان در كربلا شرافت بخشيد.