دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٥٥١
محمّد حسين الجباوى
شيخ محمّد حسين بن شيخ حمد حلّى معروف به «جباوى» در سال ١٢٨٥ ه. ق. در «فيحاء»١ به دنيا آمد، دروس مقدماتى و ادبى را در زادگاه خود خواند، سپس به تحصيل علوم دينى پرداخت و براى تكميل و تحصيل دورهى عالى فقه و اصول در سال ١٣٠٣ هجرى از حلّه به نجف هجرت نمود و به درس و تدريس پرداخت. از مهمترين اساتيد او مىتوان از «شيخ حسن مامقانى» و «شيخ على رفيش» نام برد. او در سال ١٣٣٧ در كسوت مرجعيّت دينى به شهر خود بازگشت، و در سال ١٣٥٢ هجرى وفات يافت. جنازهاش را از حلّه به نجف اشرف انتقال دادند و در صحن شريف علوى دفن كردند.
جباوى در نظم و نثر استاد بود. آثار علمى و فقهى و ادبى متعددى دارد از جمله: «سفرنامهى حج»، «كتابى در علم تجويد و شيوههاى قرائت قرآن»، «تقريرات دروس فقهى و اصولى اساتيدش»، «الرحلة الحسينيه» كه سفرنامهى كربلاست كه در سال ١٣٢١ قمرى در پى سفر به كربلا نوشته و در سال ١٣٢٩ قمرى در نجف چاپ كرده است٢.
-*-
١ - خليلىّ هل منّ وقفة
لكما معى ***** على جدث أسقيه صيّب أدمعي
٢ - ليروى الثّرى منه بفيض مدامعي ***** فانّ الحيا الوكّاف لم يك مقنعي
٣ - لأنّ الحيا يهمي و يقلع تارة ***** و إنى لعظم الخطب ما جفّ مدمعي٣
١ - اى دوست من! فرصتى ده تا با ابر يا آب ديده، ديار محبوب را
آبيارى كنيم.
٢ - و آن سرزمين را سيراب نمائيم زيرا شرم و حيا گاهى مانع از آن مىشود كه بگرييم
٣ - و گاه اجازهى گريستن را مىدهد. گرچه به جهت عظمت اين مصيبت، گاهى اشك من خشك مىشود.