دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٥٣٩
الشيخ يعقوب نجفى
يعقوب ابن الحاج جعفر بن شيخ حسين نجفى در سال ١٢٧٠ ه. ق. در نجف اشرف به دنيا آمد. او از بزرگان ادب در نجف به شمار مىآمد و اكثر اشعارش در مورد اهل بيت است. او سه روضة طويل را در مورد امام حسين (ع) به نظم آورده است كه دوتاى آن به زبان محلّى عراق مىباشد. وى به سال ١٣٢٩ هجرى وفات يافت.١
-*-
١ - فلا الماء يحلو
بعدهم و يلذّلى ***** و لا العيش مهما عشت و هو منمّق
٢ - اقول لدهرى يوم فرّق بيننا: ***** أيا دهر للأحباب انت مفرّق!
٣ - فقال ألا للنّاس طول زمانهم ***** لكلّ اجمّاع بعد حين تفرق
٤ - فقلت لعيني اسكبا أدمعا دما ***** على جيرة مني صفا العيش رنقوا٢
١ - من از هنگامىكه به غم فراق و عشق جانسوز يكباره دچار شدهام،
ديگر نه آب، گوارايى دارد و نه زندگى لذّت بخشى برايم وجود دارد.
٢ - پس به روزگارى كه بين ما فاصله انداخته است مىگويم: «اى روزگار تو جدايىانداز بين مايى!»
٣ - و ندا داد كه مردم در طول زمانها همه جوامعشان متفرق مىشوند و جامعهى متّحدى نخواهند داشت.
٤ - به چشمم گفتم: «خون گريه كن و آتش دل مرا با اشك ديده صفا بده!»