دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٥٣٤
سيّد جعفر حلّى
سيّد جعفر كمال الدّين حلّى نجفى شاعر شيعى، به سال ١٢٧٧ ه. ق. در قريهاى در نزديكى حلّه به نام قريهى «سادة» متولد شد و در سال ١٣١٥ ه. ق. وفات يافت و در وادى السّلام نجف دفن شد.١
سيد جعفر در جوانى به نجف هجرت كرد، فقه و اصول را از آقا رضا همدانى و ميرزا حسين خليلى فراگرفت. از شاگردان برجستهى فاضل شريبانى بود. وى در شعر دستى توانا داشت. پس از وفاتش برادرش سيد هاشم اشعار وى را در ديوانى گرد آورد و به نام «سحر بابل و سجع البلابل» در صيدا به چاپ رسانده است (١٣٣١ ق). در طبع اين كتاب شيخ محمد كاشف الغطا نيز دخالت داشته و مقدمهاى نيز بر آن نوشته است. اين ديوان مشتمل بر مدايح و مراثى مىباشد٢.
-*-
١ - و تعطّل الفلك
المدار كأنما ***** هو قطبه و عليه كان يدور
٢ - فكأنما بيض الحدود بواسما ***** بيض الخدود لها ابتسمن ثغور٣
١ - فلك از گردش بازايستاد گويى كه او (امام حسين (ع)) مركز فلك
بود و فلك به دور او مىچرخيد.
٢ - گويى شمشيرها به او تبسّم مىكردند و زخم روى گونهى سفيد او نيز به شمشيرها لبخند مىزد.
***
١ - متقلّدين صوارما
هنديّة ***** من عزمهم طبعت فليس تكهم
٢ - إن أبرقت رعدت فرائص كلّ ذى ***** بأس و أمطر من جوانبها الدّم
٣ - عبست وجوه القوم خوف الموت و ا ***** لعبّاس فيهم ضاحك يتبسم
٤ - قلب اليمين على الشمال و غاص فى ***** الأوساط يحصد بالرؤس و يحطم
٥ - و ثنى أبو الفضل الفوارس نكّصا ***** فرأوا أشدّ ثباتهم أن يهزموا
٦ - ما كرّ ذو بأس له متقدما ***** إلا و فرّ و رأسه المتقدم٤
١ - آنان (ياران امام حسين «ع») شمشيرهاى هندى را حمايل كرده بودند
و شمشيرهايشان از ارادهى آنها الهام گرفته بود. زيرا اين شمشيرها مانند خود آنان
خستگى نمىپذيرفت.
٢ - هنگامىكه شمشيرهايشان برق مىزد، قهرمانان نيرومند دشمن فرياد مىزدند و مىگريختند و پهلويشان دريده مىشد.
٣ - دشمن از بيم مرگ چهرهاش دژم بود و عبّاس (ع) در ميان ميدان تبسّم بر لب داشت.
٤ - از چپ و راست و قلب سپاه، نظم لشكر گسيخته شد و عبّاس (ع) آنان را درو مىكرد و مىكوبيد.
٥ - او (عبّاس «ع») سواران را درهم كوبيد و آنان را به عقب راند و آنها بالاترين استوارى و پايدارى خود را در فرار ديدند.
٦ - هيچ قهرمانى با او روبرو نشد مگر اينكه گريخت و هنگام گريز، سرش از تنش جلوتر مىدويد.