دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٥٢٤
شاعر لبنانى، حسين (ع) و كربلا را در جنوب مىيابد. او كربلا را رمزى مىبيند كه در درگيرى جنوب لبنان تمثل يافته است١.
مدح:
اشعار حسينى گرچه به صورت غالب، رنگ و بوى ماتم و رثا دارد ولى مدح فضايل حضرت و اصحاب ايشان نيز شعر برخى شاعران را طراوت بخشيده است. اين ستايشها بهگونهاى ناخودآگاه و خودجوش بهواسطهى عشق و عظمتى كه شاعر شيعى نسبت به خاندان پيامبر (ص) احساس مىكرد فوران مىكند، و اكثرا صدق و صفاى شاعر را به نمايش مىگذارد. مدح به هدف تكسّب و طمع، در شعر حسينى وجود نداشته است و اگر در دورههاى پيشين به اميد اجر اخروى و ثواب بود، در عصر حاضر درصد كمى از شاعران به اين انگيزه توجه نمودهاند.
عمدهترين مسائلى كه فنّ مدح در عصر حاضر بدان پرداخته عبارتند از:
١ - مدح نسب:از مصاديق بارز مدح در شعر حسينى، ذكر پدران، اجداد و خاندان پاك حضرت است. اين مدح نسب از دو جهت به مدح فضايل برمىگردد. اوّل اينكه اتصال اين نسب به پيامبر (ص) و معدن وحى به آن قداست و معنويت مىبخشد.
دوم آنچه از شرف و كرامت و حسن در نسب ممدوح ذكر مىشود تائيدى بر اين خصال در نفس ممدوح است٢. مدح اين عظمت، هنگامى به اوج مىرسد كه با فضايلى مانند شجاعت، عقل، مردانگى و وفا درآميزد.
٢ - مدح خصايص فردى:ذكر خصوصيات قهرمانان كربلا به شيوههاى مختلف در شعر معاصر آمده است. گاه شاعر فضايل را شرح مىدهد. گاه به وصف حادثه مىپردازد؛ و خصيصهاى در ممدوح را شرح مىدهد؛ و گاه از زبان ممدوح فضايل او را بيان مىكند.
٣ - مدح سازنده:اين مدايح مقدمهاى است براى تحرك و جنبش و دعوتى است به سير در مسير حسين (ع).
هجو:
هجو را در تقابل مدح دانستهاند؛ بالطبع شاعر مديحهسرا، دشمن ممدوح را شايستهى هجو و طعن مىداند و زبان به نكوهش او مىگشايد. البته اين فن در شعر معاصر به دلايل متعددى از جمله روابط اجتماعى، قوانين مدنى و حفظ وجاهت فرهنگى شاعر، قوّت و گزندگى خويش را از دست داده است. ولى در برخى اشعار كورسويى از آن را مىتوان شاهد بود؛ و بخش كوچكترى از شعر معاصر را شامل مىگردد. تحول عمده در شيوهى هجو نسبت به قرون گذشته تغيير جهت نوك تيز حمله از بنى اميّه و اشاره رفتن آن به سوى حاكمان جور، به عنوان اخلاف بنى اميه، و مملوس گشتن اين فن در ميان مردم است.
در هجو نيز گاهى نسب آباء و اجداد مورد توجه قرار مىگيرد و گاهى ديگر به خصوصيات جسمى و ظاهرى فرد توجه مىشود و ديگرگاه خصوصيات اخلاقى، اثبات صفات رذيله در او و نفى صفات حسنه مورد عنايت است.
از ديگر خصوصيات بارز هجو در اين عصر، كوتاهى آن است و ناقدان اين خصوصيت را حسن آن مىدانند.