دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٥١٧
شيخ ابراهيم قفطان
شيخ ابراهيم بن حسن بن نجم سعدى رياحى نجفى، از آل رباح مشهور به «قفطان» است. آل قفطان در شهر نجف از خانوادههاى قديمى مشهور به علم و فضل بودهاند. شيخ ابراهيم در نجف متولّد شد، وى در همان شهر تحصيل كرد و در همان شهر نيز وفات يافته و مدفون است. تاريخ ولادت و وفات او معلوم نيست. امّا پدرش به سال ١٢٧٩ (ه. ق) وفات يافته است.
-*-
١ - انيخت لهم عند
الطّفوف ركاب ***** و ناداهم داعي القضا فأجابوا
٢ - يقودون للحرب العوان شوازبا ***** لها بين ارجاء الفضاء هباب
٣ - تقل عليها من لؤي فوارس ***** شداد على وقع النّصان صلاب
٤ - إذا جانب الهندى في الحرب غمده ***** فما الغمد الا هامة و رقاب
٥ - عسى ان يغيث الدّين في اللّه ثائر ***** به الحكم فصل و المقال صواب
٦ - فعدل و لا عفو و قتل و لا فدا ***** و أمن به الف السّوام ذئاب١
١ - مركبهايشان در زمين طف توقف كرد و آنها به نداى دعوتكنندهى
به مرگ، پاسخ دادند.
٢ - به عزم پيكار بر اسبهاى اصيل سوار شدند و از حركت آنها همهجا را غبار گرفته بود.
٣ - آنها سواركارانى از نسل «لؤى» بودند كه با شمشير، ضربههاى سهمگين بر دشمن فرود مىآوردند.
٤ - هر شمشير هندى كه از غلافش بيرون مىآمد، بر يك سر يا يك گردن فرود مىآمد و آن را غلاف خود قرار مىداد.
٥ - به آرزوى روزىكه كسى به يارى دين خدا بيايد و قضاوت نهايى و حرف عادلانه و درست را با خود بياورد.
٦ - در آن زمان عدالت اجرا مىشود و دشمنان جنايتكار (كه آن جنايتها را دربارهى اهل بيت مرتكب شدهاند). مورد عفو قرار نمىگيرند و قصاص مىشوند و ديه و فديه از آنان پذيرفته نمىشود و امنيتى برقرار مىشود كه گرگ با ميش با هم الفت مىيابند.