دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٥٠٠
شيخ على كاشف الغطاء
شيخ على بن شيخ جعفر (صاحب كاشف الغطاء) بن شيخ خضر مالكى نجفى، از قبيلهى بنى مالك در عراق است. او در نجف متولّد شد و عالمى فقيه و اصولى بود. پايان عمرش را در كربلا گذرانيده و به سال ١٢٥٣ ه. ق در كربلا وفات يافته است.
او را در نجف دفن كردند.١
***
١ - مررت بكربلاء فهاج
وجدي ***** مصارع فتية غرّ كرام
٢ - أسائل ربعها عن ساكنيه ***** ولاة العزّ و الرّتب السّوامي
٣ - و مثل لي الحسين بها غريبا ***** عنائي للغريب المستضام
٤ - يحامى عن حقيقته وحيدا ***** بنفسى ذلك البطل المحامي
٥ - و لم أرمثل رزئك ليس ينسى ***** على الأيّام عاما بعد عام
٦ - ألا يا كربلا كم فيك بدر ***** علاه الخسف من بعد التّمام٢
١ - بر كربلا كه قتلگاه جوانان برازنده است، گذشتم و اندوه و حزن
من شدّت يافت.
٢ - از زمين كربلا دربارهى ساكنين آن پرسيدم. آنانكه داراى عزّت و شرف و مراتب عالى هستند.
٣ - روزى را به خاطر آوردم كه امام حسين (ع) در آنجا غريب و تنها بود و رنج و اندوه من به خاطر اين غريب (بزرگوار) و مصيبت اوست.
٤ - در آن هنگام او از حقيقت خود به تنهايى دفاع مىكرد. جان من فداى اين قهرمان مدافع حقيقت باد.
٥ - من مصيبتى چون مصيبت شما نديدم كه هيچگاه با گذشت زمان فراموش نمىشود.
٦ - اى كربلا، چه ماههايى در تو بودند كه قرص كامل آنها به خسوف گراييد و ناپديد شد.