دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٤٩
دوره اول:
قرن اول تا پايان قرن سوم هجرى
[عمدهترين موضوعات مطرح در شعر اين دورهچنين است:]
رثا و نوحهسرايى:
واژههاى اشعار در اين قرون، گريه و ناله بر اندوه بزرگ و فاجعهى جانگداز كربلاست. قرب زمانى حادثه، آن را محسوس و دردناك نموده است. شاعران بىباك و عاشق اين دوران به وضوح و صادقانه از ضمير دردمند خويش پرده برمىدارند.
ورود به عصر عباسى باوجود اشعار انتقامجويى از قاتلان حسين (ع) و به كيفر رسيدن بنى اميه، از غم حادثه نمىكاهد. در ثلث اخير اين دوران رثاى «دعبل بن على الخزاعى» سرآمد ديگر مراثى است. محورهاى زير مشخصههاى اصلى شعر اين دوران مىباشد:
ندامت و پشيمانى:
در اوايل اين دوره يعنى قرن اول هجرى شعراى نادم و توّاب اشعار جانسوزى را در افسوس و پشيمانى خويش به جاى نهادهاند. آنان كه در مسير كربلا، حسين (ع) را تنها گذاردند و يا در زندان ابن زياد اسير بودند و به گونهاى از يارى حسين (ع) محروم شدند، با آه و افسوس از اين امر ياد كرده و گاه تا پايان زندگى با اين اندوه و حسرت، گذران عمر نمودهاند. افرادى چون عبيد اللّه بن حرّ جعفى كه امام، خود براى دعوت به خيمهاش رفت ولى او با بهانههاى گوناگون از همراهى با حضرت سرباز زد و امام (ع) به او نصيحت فرمودند كه به دوردستها رود تا صداى استغاثهى امام را در روز عاشورا نشنود وگرنه با ذلّت در جهنم فرو مىافتد.١ هنوز چندى از واقعهى عاشورا نگذشته است كه ندامت، وجود او را در خويش مىگدازد و در شعر او سوزش اين افسوس را مىتوان يافت.
اين ندامت در اشعار توّابين به اوج مىرسد تا آنجاكه به دعوت براى اقدامى چارهساز و جبرانكننده منتهى مىگردد.
هجو بنى اميه و دعوت به خونخواهى حسين (ع):
باوجودىكه با اشعار حسينى حتى در قالب رثا از سوى بنى اميه به شدت برخورد مىشود، شاعران اين عصر به انتقام خون حسين (ع) مىسرايند. براى شاعران سدهى نخست كه از تابعين يا فرزندان آنها هستند، خاندان پليد بنى اميّه و دشمنىهاى آنها در برابر پيامبر (ص) و در جنگها، زنده و محسوس است. اين سبك با پايان گرفتن عصر اموى خاتمه نمىيابد، بلكه همچنان و با تعدّى در عصر عباسى دنبال مىشود. همان شدّتى كه منصور نمرى را به خروش مىآورد و موجب تعقيب او از جانب حكومت مىشود. او در ادامه، حكومت عباسيان را استمرار حاكميّت بنى اميّه مىشمارد و انتقام از اينها را انتقام از آنها مىداند، چراكه موضعگيرى هر دو حكومت در برابر خاندان پيامبر (ص) يكسان است.
اما از اواخر قرن دوم، شاعرانى به ظهور مىرسند كه به دليل تعلّق و وابستگى به خلافت عباسى، تلاش مىكنند احساسات پاك مردم و عشق آنان به حسين (ع) را به نفع عباسيان هدايت نمايند. افرادى چون «ابن المعتز» (م ٢٩٦ ه. ق.) از اميران خاندان عباسى و قاسم بن يوسف كه خاندانش در خدمت دربار عباسى هستند از اين جملهاند.