دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٤٨٥
٥ - صال كالليث ضاربا
كلّ جمع ***** بشبا حد سيفه المسلول
٦ - دهوي الجسم للصعيد نزولا ***** و علا الروح صاعدا للجليل
٧ - فهو النجم قد هوي من سماء ***** بل هو الشمس قد هوت للافول
١ - اى چشم، بر مسلم بن عقيل اشك فراوان ببار كه او نمايندهى حسين
(ع) نوهى پيامبر (ص) بود.
٢ - روز شهادت او براى امام حسين (ع) مصيبتى بزرگ و براى خانوادهى او روزى وحشتناك بود.
٣ - مسلم به سوى مردمى آمد كه اهل غدر و نيرنگ بودند و با آنكه با او بيعت كرده بودند، بيعت و عهد خود را شكستند.
٤ - آل عقيل براى فرزندان على (ع) كه بهترين مردمانند چه بسيار فداكارى كردند.
٥ - (مسلم) مانند شير حمله مىبرد و شمشير برنده خويش را بر هر گروهى فرود مىآورد.
٦ - بدن مسلم (از روى قصر) به پايين فروافتاد و روحش به پيشگاه خدا به سوى بالا عروج كرد.
٧ - او مانند شهاب از آسمان به زمين افتاد و مانند خورشيد افول كرد.