دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٤٨٣
١١٤ - دشمنان درخت هدايت را تشنه گذاردند پس شاخههاى آن درخت خشكيد و ميوهى پرنفع او كه علم و حكمت و معارف ربّانى باشد، به ثمر نرسيد و نگذاردند مردم از آن ميوهها منتفع شوند.
١١٥ - ظالمين بر آن درخت هدايت ظلم كردند پس منافع او از ميوهچينان ميوههاى طيّب و طاهر كه به اهل استحقاق مىرسيد منقطع شد.
١١٦ - آن حضرت را در حالىكه تشنه بود شهيد نمودند و راههاى آب فرات را بر آن حضرت به نيزههاى خونريز و شمشيرهايى تيز بستند.
١١٧ - در حال حيات آب مباح را منع كردند و بر آن حضرت حرام نمودند، اما بعد از شهادتش آب بر مرقد منوّرش مباح و حلال نمودند تا آنكه قبر مطهّر آن حضرت را محو نمايند.
١١٨ - قصد نمودند و همت گماشتند نور خدا را خاموش نمايند و سعى و كوشش زياد كردند تا آنكه قدر و مرتبهى كسى را كه خداوند عالم او را بلندمرتبه قرار داد، پست نمايند، غافل از آنكه عزيز كردهى خدا بىقدر و منزلت نخواهد شد.
١١٩ - فراموش نمىكنم آن بزرگوار را، وقتىكه در ميان ميدان ايستاده بود و با آن قوم طاغى ياغى ندا مىفرمود و همهى آن قوم دور آن حضرت جمع بودند و فرمايشات آن حضرت را مىشنيدند.
١٢٠ - امام مىفرمود: اى قوم! چگونه اميد شفاعت از جدّ من رسول خدا (ص) داريد و با فرزند او جنگ مىكنيد؟ پيغمبر دشمن شماست واى و عذاب بر قومى كه شافع آنها در روز محشر دشمن آنها باشد.
- ١١ -
١٢١ - يوم بنو المصطفى
الهادي ذبائحه ***** و الفاطميّات أسراه نوائحه
١٢٢ - و سبط أحمد عار بالعراء لقى ***** مرمّل بالدّما جرحى جوارحه
١٢٣ - فوق القنا رأسه يهدى لكاشحه ***** فنال أقصى مناه كاشحه
١٢٤ - كم هام عزّ و أيد للسماح و كم ***** أقدام سبق بها طاحت طوائحه
١٢٥ - و كم حريم لأهل البيت محترم ***** قد استحلّ و كم صاحت صوائحه
١٢٦ - مصاب خامس أصحاب الكساء و هم ***** أهل الغراء بهم حلّت فوادحه
١٢٧ - لم ينس قطّ و لا الذكرى تجدّده ***** أورى بزند الأسى في الحشر قادحه
١٢٨ - كيف السلوّ عن المكسور منفردا ***** من غير نسوته خلوا مطارحه
١٢٩ - يلقى الأعادي بقلب منه منقسم ***** بين الخيام و أعداء تكافحه
١٣٠ - و اللحظ كالقلب عين نحو نسوته ***** ترنو و عين لقوم لا تبارحه
١٣١ - لهفي عليه و قد مال الطغاة إلى ***** نحو الخيام و خاض النقع سابحه
١٣٢ - قال اقصدوني بنفسي و اتركوا حرمى
قد حان حيني و قد لاحت لوائحه
١٢١ - روز عاشورا روزى بود كه اولاد محمّد مصطفى (ص) كه هادى خلق
بودند، مذبوح و كشته گرديدند و زنان و دخترانى كه از اولاد فاطمهى زهرا بودند،
همه اسير و نوحهگر و مصيبتزده بودند.
١٢٢ - فرزندزادهى احمد مختار در آن روز، بدنش برهنه در صحرا و در ميان خاك و خون افتاد، اعضاء و جوارحش