دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٤٨١
٩٧ - دين اسلام كه در ميان مردم به منزلهى زمين پرگياهى جميع مردم از آن منتفع مىشدند بعد از عترت طاهرهى رسول اللّه (ص) خشك شد، چنانكه بدن حيوانى از بىغذايى مىكاهد. اين بزرگواران در دين به منزلهى چشمههايى بودند كه از ايشان علم و معرفت مىجوشيد بهواسطهى فقد ايشان چشمههايى كه در شرع بود خشكيد و آب جوشندهى علم و معرفت فرورفت.
٩٨ - به تحقيق كفر و اهل كفر در وقتىكه منافقين اظهار اسلام كردند شفا يافت (به جهت آنكه اگر آنان بر كفر خود باقى بودند ممكن نبود كه به اين قسم خرابيها و رخنهها در دين اسلام بهوجود بياورند) و مرض ظلم و طغيان به سبب اينكه منافقين حق را و اسلام را به خود بستند شفا يافت از زمانىكه رسول خدا از دنيا رحلت فرمود زيرا تا آن بزرگوار در حيات بود ممكن نشد منافقين ظلم خود را ظاهر سازند. زخمهايى كه از شمشير اسلام بر سينهى كفر بود، به جهت زخمهايى كه از كفر به اسلام رسيد شفا يافت. و جراحتهاى ظلم و عدوان كه از حق و اهل حق داشتند عافيت يافت از زمانى كه رسول خدا از دنيا رحلت فرمود.
٩٩ - عترت رسول خدا (ص) ودائع و امانت آن حضرت در ميان امت بودند. مردم را به حفظ و مراعات آنها امر فرموده بود. پس امانتهاى رسول خدا را ضايع كردند و به وصيّت آن حضرت عمل نكردند و حفظ امانت را ترك نمودند.
١٠٠ - اين بزرگواران صادر اول و مصنوع و مخلوق اول بودند، و صنايع بهواسطهى آنها بود و ايجاد در خلقت به واسطهى اين بزرگواران بود. بسيار سخت و دشوار بود مصيباتى كه برايشان رسيد. آنان كسانى هستند كه مقصود از خلقت عالم بودند و اول مصنوعى كه يد قدرت صانع، او را در كارخانهى صنع آفريد، ايشان بودند و ساير ممكنات به جهت ايشان آفريده شدند.
١٠١ - اول اهل ظلم و ستم، اولين امام از ائمه طاهرين را از مسند خلافت دور كرد و حقّ آن حضرت را غصب نمود و با وجود آنكه آن موضوع را خداوند عالم براى آن حضرت قرار داده بود و پيامبر اكرم (ص) هم تبليغ فرموده و تأكيد نموده بود.
١٠٢ - بعد از او، تابعش چيزهايى را كه بهواسطهى آنها اسلام مضطرب و خراب شد در دين خدا زياد نمود. زياده بر آن ظلم، ظلمى چند نمود - و بدعتى چند احداث كرد كه اسلام را متزلزل و ستونهاى دين الهى را درهم شكست.
١٠٣ - آنان لشكرى مخفى و متوارى بودند كه مقدمة الجيش آنها در روز سقيفه ظاهر شد و به مرور زمان ظاهر مىشدند تا آنكه در روز عاشورا كمين گشادند و ظاهر شده، با عترت رسول خدا (ص) كردند آنچه كردند و خود را به لعنت ابدى گرفتار ساختند.
١٠٤ - اى شيعيان! تعجب نماييد از اينكه تيرى كه در كمان گذاردند و رها كردند، آن تير بعد از پنجاه سال در صحراى كربلا به هدف رسيد و حضرت سيّد الشّهداء و اصحابش را شهيد نمود.
١٠٥ - اى شيعيان! نظر نماييد و تعجب كنيد از مصيبتى كه در روزگار، مصيبتى نيست كه ثانى او باشد. جمع مصيبتهاى روزگار - اگرچه بزرگ باشد - در نزد اين داهيهى كبرى كوچك و سهل و آسان است.
١٠٦ - نظر نماييد سوزشى را به جهت دوستى كه برافروخته است در دل هر محزونى، آتشى را كه شعله زده است و دلها را سوخته و به عوض اشك مجارى اشك جارى نمود، و چنان آتشى به دلها زده كه دلها آب شده و از چشمههاى چشم جارى مىشود.