دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٤٧٦
- ٦ -
٦١ - نزت اميّة حرب ثم مروان
***** منابرا ما لهم فيهنّ سلطان
٦٢ - و أعلنت لعنت لعن الوصيّ بها ***** و قد اقيمت به منهنّ عيدان
٦٣ - وا ضيعة الدين إذ قد حلّ ساحته ***** من بعد ذي الوحى غنّاء و نشوان
٦٤ - كم قد علا ما علاه الطهر ذو دنس ***** رجس من الناس بل قرد و شيطان
٦٥ - و حاربت آل حرب من بسيفهم ***** من بعد ما حزّبوا الأحزاب قد دانوا
٦٦ - و ألجأت حسنا للصّلح عن مضض ***** و جعجعت بحسين و هو ظمآن
٦٧ - رمت بسهم الردى من بالحجاز و من ***** أمّ العراق و من خانته كوفان
٦٨ - قامت تطالب إذ دانت على ترة ***** أو تار بأشياخ لها بانوا
٦٩ - و بالقليب هوت كم فيه من وثن ***** كانت له دون وجه اللّه أوثان
٧٠ - و قد تلاها بنوا الزرقاء ثمّ تلا ***** أبناء نثلة ختّار و خوّان
٧١ - فأرهفوا لبني بنت النبيّ شبا ***** حدّ السيوف و دان اللبّ خوّان
٧٢ - هذا و كلّهم للدين منتحل
سيّان من مثلهم كفر و إيمان
٦١ - بعد از رسول خدا (ص) بنى اميه و سپس بنى مروان بر منابر بالا
رفتند و حال آنكه هيچ استحقاقى براى آنها نبود.
٦٢ - آل حرب، لعن بر وصىّ رسول خدا بر منابر را از روى گمراهى آشكار ساختند و حال آنكه چوبهاى منابر فقط به واسطهى وجود مبارك آن بزرگوار برپا شده بود.
٦٣ - وا مصيبتا كه دين ضايع و زايل شد و مسلمانى از ميان رفت وقتىكه بر جاى پيامبر قرار گرفتند كسانىكه اظهار اسلام مىكردند و در باطن مسلمان نبودند و از شرب خمر و ساير معاصى احتراز نمىكردند.
٦٤ - منبرى كه جاى رسول خدا بود و پاك و پاكيزه از عيوب بود چه بسيار كه بر منبر او بالا رفتند كسانىكه خبيث و نجس و پليد بودند و به صورت ظاهر انسان و در معنى بوزينه و مثل شيطان بودند.
٦٥ - كسانىكه كافر بودند و لشكر جمع مىكردند و با مسلمانان جنگ مىكردند و در آخر به ضرب شمشير اسلاميان، اسلام قبول كردند، شمشير كشيدند و مجادله و محاربه نمودند با اشخاصى كه به ضرب شمشير آنها مسلمان شده بودند.
٦٦ - اين فرقهى خبيثه، كار را بر حضرت حسن بن على (ع) سخت گرفتند تا آنكه آن بزرگوار با آنان صلح نمود و بعد نوبت امامت امام حسين (ع) رسيد كار را بر آن بزرگوار تنگ گرفتند و او را شهيد كردند در حالتى كه به غايت تشنه بود.
٦٧ - فرقهى بنى اميه با انداختن تيرهاى هلاكت امام حسن (ع) را در حجاز شهيد نمودند و بعد برادرش حسين (ع) را به عراق خواستند و اهل كوفه نامهها نوشتند و آن حضرت را به مهمانى طلبيدند اما عاقبت خيانت نموده و او را شهيد كردند.
٦٨ - بعد از آنكه از براى اسلاميان مطيع و منقاد شدند اما چون عداوت و بغض در سينهى آنها بود به جهت بزرگان بنى اميه كه در غزوهى بدر كشته شده بودند، برخاستند و بناى مطالبه و خونخواهى كشتگان در غزوهى بدر و مشايخ خود را نهادند كه بناى بغض و عداوت و كينه در اول امر، از بزرگان آنان بود كه در بدر كشته شدند.
٦٩ - رؤساى بنى اميه در غزوهى بدر و در چاه بدر ساقط شدند و چه بسيار از آن بتهايى كه در آن چاه بودند، از براى