دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٤٦٩
را مىبينم مست و اين مستى خمر و بىخودى شراب نيست.
٦ - غوغاى قيامت است كه برپا شده يا هلال محرّم از افق دميده و ايام عاشورا شده!؟ كاش هلال در اين ماه مستور و مخفى مىماند. و شيعيان و دوستان اين ماه را نمىديدند، بسكه اين هلال محرّم شوم و نحس است گويا هلال و ماه نو نيست، گويا زحل كه كوكب نحس اكبر است از افق طالع شده.
٧ - چه ماهى است اين ماه؟! كه جن و انس را به مصيبت انداخت و بزرگ و كوچك را به غم و اندوه، و ما را بىآقا و مولا كرد. عترت نبى در اين ماه بود كه كشته شدند و اهل بيت در همين ماه بود كه اسير شدند و روز شيعيان چون شب تار ظلمانى شد و كلام اللّه مجيد بىمفسّر و مبيّن شد.
٨ - نمىدانم قيامت برپا شده است يا روز عاشورا، بلكه قيامت اهل بيت پيغمبر است كه ايشان در روز عاشورا همگى كشته و به خاك و خون آغشته شدند و زنان و دختران كه عيال اللّه بودند همگى اسير گرديدند.
٩ - چگونه بيان نمايم روزى را كه در آن زمين به لرزه و اضطراب آمد!؟ و نزديك شد كه آسمانها از هم بپاشند و خوف و وحشت بر اهل آنها مستولى شد كه گويا ملائكه و سكّان سموات از تسبيح و تهليل باز ماندند و مضطرب و متحيّر مانده بودند كه آيا چه واقع خواهد شد؟!
١٠ - روز عاشورا بود، عرش خدا با آن عظمت، از وحشت حيرت به لرزه آمد. اگر نه اين بود كه خداوند عالم به يد قدرت خود نگاهداى نمود، برپا نمانده بود و ساقط شده بود.
١١ - خداوند عالم اجل و ارفع است ازاينكه حزن و اندوه، به او برسد و هيچ حادثه از حوادث عالم در ذات او راهبر نيست. لكن هر قلبى كه محبّت خدا در او باشد و معرفت حق جلّ اسمه را احاطه كرده باشد، مصيبت او بزرگ است و حزن و اندوه او به قدر معرفت و محبّت او هست.
١٢ - بلى سزاوار بود از اين مصيبت جميع روحها از جسمها مفارقت نمايند و بدنهاى خود را خالى بگذارند، لكن روحها در بدنها باقى ماندند و مفارقت نكردند، بهواسطهى آنكه خداوند عالم از براى هر نفسى اجلى قرار داده و مقدّر فرموده كه هيچ نفسى پيش از آن اجل و موعد نميرد و تقدير، تغييربردار نيست.
- ٢ -
١٣ - هذا مصاب الّذي
جبريل خادمه ***** ناغاه في المهد إذ نيطت تمائمه
١٤ - هذا مصاب الشهيد المستضام و من ***** فوق السماوات قد قامت مآتمه
١٥ - سبط النبيّ أبي الأطهار والده ال ***** كرّار١ مولى أقام الدين صارمه
١٦ - صنو الزكيّ جنى قلب البتول له ***** اقسومة ليس فيها من يقاسمه
١٧ - مطهّر ليس يغشى الريب ساحته ***** و كيف يغشى من الرحمن عاصمه
١٨ - للّه طهر تولّى اللّه عصمته ***** أرداه رجس عظيمات جرائمه٢
١٩ - للّه مجد سما الأفلاك رفعته ***** ماد العلى عند مادت دعائمه
٢٠ - ضيف ألمّ بأرض وردها شرع ***** قضى بها و هو ظامي القلب هائمه