دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٤٦
١٠ - اى كاش مىدانستم كه چگونه فرزندم عبّاس رگ گردنش قطع شد و به شهادت رسيد؟!
***
ام لقمان
نامش زينب و كنيهاش ام لقمان است. وى دختر عقيل بن ابى طالب (ع) است. ام لقمان از زنان سخنور و اديبه و شجاع بود كه علوم اسلامى و معارف الهى را نزد بزرگان خاندان خود فراگرفت.
هنگامىكه «بشير بن جذلم» خبر شهادت خونين كفنان كربلا را به مردم مدينه داد، زنان بنى هاشم از خانههاى خود بيرون آمدند و شيون سردادند. ام لقمان نيز چنين به نوحهسرايى پرداخت:
-*-
١ - ماذا تقولون اذ قال
النّبىّ لكم ***** ماذا فعلتم و أنتم آخر الامم
٢ - بعترتى و بأهلى بعد مفتقدي ***** منهم أسارى و منهم ضرّجوا بدم
٣ - ما كان هذا جزائى اذ نصحت لكم ***** أن تخلفونى بسوء في ذوي رحمى١
١ - چه خواهيد گفت، اگر پيامبر (ص) به شما بگويد: شما كه آخرين امت
بوديد،
٢ - با خانواده و فرزندان من، پس از من چگونه رفتار كرديد؟ عدهاى از آنان در خون خود آغشته شدند و عدهاى به اسارت رفتند.
٣ - سزاى نصايحى كه به شما كردم چنين نبود كه با وابستگان من چنين ظالمانه رفتار كرديد.
*** اشعارى نيز به يكى از دختران حضرت على (ع) نسبت داده شده كه بر دروازهى شهر كوفه خطاب به كوفيان فرمود:
١ - قتلتم أخى ظلما فويل
لامكم ***** ستجزون نارا حرّها يتوقد
٢ - سفكتم دماء حرّم اللّه سفكها ***** و حرمها القرآن ثمّ محمّد٢
١ - واى بر مادران شما، كه برادرم را به ستم شهيد كرديد. به زودى
آتشى برافروخته پاداشتان خواهد بود.
٢ - خونهايى را ريختيد كه خدا و قرآن و سپس محمد (ص)، ريختن آنها را حرام كرده بودند.