دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٤٥٩
١٦ - سادتي أنجدوا محبّا
أتاكم ***** مطلق الدمع في هواكم مقيّد
١٧ - و أغيثوا مقصرا ماله غي ***** ر حماكم إن أعضل الأمر و اشتد
١٨ - فعليكم قصرت حبّي و حاشا ***** بعد حبّي لكم اقابل بالرّد
١٩ - يا الهي مالى سوي حبّ آل البي ***** ت آل النبيّ طه الممجّد
٢٠ - أنا عبد مقصّر لست أرجو ***** عملا غير حبّ آل محمّد١
١٦ - اى آقايانم! كمك كنيد و به دوستى كه پيشتان آمده، در حالىكه
گريههايش را در محبّت شما مقيّد كرده است.
١٧ - يارى كنيد مقصّرى را كه غير از شما يارى ندارد.
١٨ - پس علاقهام را منحصر به شما نمودم، و با اينحال بعيد است كه دست رد به سينهام بزنيد.
١٩ - اى خدايم! برايم غير از محبّت اهل بيت پيامبر اكرم، سرمايهاى نيست.
٢٠ - من بندهى مقصّرى هستم كه اميد به عملى جز محبت اهل بيت محمّد (ص) ندارم.
***
مشهد امام حسين (ع):
١ - يا نديمي قم بى إلى
الصهباء ***** و اسقنيها في الرّوضة الغنّاء
٢ - حيث مجرى الخليج و الماء فيه ***** يتثنّى كالحيّة الرقشاء
٣ - هاتها يا نديم صرفا و دعنى ***** من صريع الهوى قتيل الماء
٤ - و أدرها ممزوجة بالتهانى ***** غير ممزوجة بماء السّماء
٥ - هاتها يا نديم من غير خلط ***** إنّ خلط الدواء عين الدّاء
١ و ٢ - اى نديم! برخيز، و از صهبا، برايم بياور و بنوشانم، اما در
روضهى مباركهى آباد و پرجمعيّت آنجا كه مجراى خليج و آبش همانند مار سياه و سپيد
دوگونه است.
٣ و ٤ - اى نديم، تنها آن را به من بده و رهايم كن، بگذار روى زمين به هوايش افتاده و كشتهى آب باشم. آن را مخلوط با تهنيتها بگردان نه ممزوج با آب آسمان.
٥ - اى نديم آن را بياور، ولى مخلوط با چيزى نباشد كه خلط دوا، عين
مرض است.
٦ - و القني يا نديم تحت
الأثيلا ***** ت سحيرا إذا أردت لقائي
٧ - في كثيب من الجزيرة يختا ***** ل دلالا في حلّة خضراء
٨ - روضة راضها النسيم سحيرا ***** باعتلال صحّت به و اعتلأ
٩ - و لطيف النسيم يعبث بالغص ***** ن فيهتزّ هزّة استهزاء
١٠ - يا خرير الخليج تفديك نفسي ***** فلكم نلت في حماك منائى؟
٦ و ٧ - هرگاه خواستى ملاقاتم كنى زير درختهاى «اثيلات» ملاقاتم
كن كه در روى تپّهاى از جزيره در لباسهاى سبز، دلربايى مىكنند.
٨ - باغستانى كه نسيم روحبخش سحر آن را بياراست و به آن رونق بخشيد.