دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٤٥٧
١٢ - كلّ من رام حصر
فضلك غرّ ***** فضل آل النبيّ ليس يعدّ
١٣ - طيبة فاقت البقاع جميعا ***** حين أضحى فيها الجدّك لحد
١٤ - و لمصر فخر على كلّ مصر ***** و لها طالع بقبرك سعد
١٥ - مشهد أنت فيه مشهد مجد ***** كم سعى نحوه جواد مجدّ؟
١١ - تو بر دشمنانت شمشيرى، ولى در تو حلم است و براى فضل تو حدّى
نيست.
١٢ - هركه بخواهد فضائلت را محدود كند، خود را فريفته است، زيرا فضائل آل پيامبر قابل شمارش نيست.
١٣ - از آن زمانىكه جدّت در زمين مدينه مدفون گرديد، عطر آن همهى بقعهها را فراگرفت.
١٤ - و براى مصر نسبت به همهى شهرها افتخار است و به خاطر قبرت طالعش سعد است.
١٥ - بقعهى مباركهات بسيار مبارك است، چه بسيار افراد كوشا به
سوى آن مىشتابند؟
١٦ - و ضريح حوى علاك
ضريح ***** كلّه مندل يفوح و ندّ
١٧ - مدد ماله انتهاء و سرّ ***** لا يضاهى و رونق لا يحدّ
١٨ - رحمات للزائرين توالت ***** و جزيل من العطاء و رفد
١٩ - رضي اللّه عنكم آل طه ***** و دعاء المقلّ مثلي جهد
٢٠ - و سلام عليكم كلّ وقت ***** ما تغنّت بكم تهام و نجد
١٦ و ١٧ - و ضريحى كه ترا دربر گرفته و بالايت قرار دارد، كلا
معطّر و روحافزاست داراى كششى است كه آخر ندارد، سرورى است كه همانند ندارد،
رونقى است كه حد ندارد.
١٨ - براى زائران، رحمتهاى پىدرپى و بخشش نيكويى است.
١٩ - خدا از شما آل طه خشنود باد دعاى ناچيزى چون من رنج بىحاصلى است.
٢٠ - و همواره درود خدا بر شما باد مادامىكه نجد و تهامه از شما
ياد مىكند.
٢١ - أنا في عرض تربة
أنت فيها ***** يا حسينا و بعد حاشا اردّ
٢٢ - أنا في عرض جدّك الطاهر ال ***** طهر إذا ما الزّمان بالخطب يعدو
٢٣ - أنا في عرض من يعول كلّ ال ***** رّسل عليه و ما لهم عنه بدّ
٢٤ - أنا في عرض من أنته غزال ***** فحماها و الخصيم خصم الدّ
٢٥ - أنا في عرض جدّك المصطفى من ***** كلّ عام له الرّحال تشدّ١
٢١ - من در پيشگاه خاكى قرار دارم كه تو اى حسين در آن قرار دارى،
و ديگر بعيد است كه رانده شوم.
٢٢ - من در پيشگاه جدّ پاكت، قرار دارم كه زمان، با شخصيتهاى پاك دشمنى مىكند.
٢٣ - من در پيشگاه كسى قرار دارم كه همهى پيامبران به او پناه مىبرند، و از او بىنياز نيستند.
٢٤ - من در پيشگاه كسى قرار دارم كه آهوها به او پناه برده، او هم پناهشان داده است در صورتىكه دشمن بسيار سرسخت بود.
٢٥ - من در پيشگاه جدّت مصطفى قرار دارم تا هر زمانى كه مردم براى زيارتش به آن سوى مىروند.
***