دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٤٤٠
٧ - فأظهر العطف على
عبده ***** بمنطق يزرى بنظم اللآل
٨ - فيالها من ليلة نلت في ***** ظلامها ما لم يكن في خيال؟
٩ - أمست خفيفات مطايا الرّجا ***** بها و أضحت بالعطايا ثقال
١٠ - سقيت في ظلمائها خمرة ***** صافية صرفا طهورا حلال
١١ - و ابتهج القلب بأهل الحمى ***** و قرّت العين بذاك الجمال
١٢ - و نلت ما نلت على أنّنى ***** ما كنت استوجب ذاك النّوال
٧ - و او بر اين هوادار خاكسارش، با گفتار و نوازشى كه نظم مرواريد
را كنار مىزد، تفقّدم كرد.
٨ - خدايا، چه شب گرانقدرى كه در ظلمت آن به سعادتى كه هرگز در خيال نمىگنجد نائل شدم.
٩ - كاروانهاى اميد و آرزو به آرمان رسيدند و عطاياى گرانى بر ما لطف كردند.
١٠ - «دوش در ظلمت شب آب حياتم دادند» و با بادهى حلال خوشگوارى كه بس زلال بود، پذيرايى شدم.
١١ - دل من با ديدار آن بزرگواران شادمانه و ديدهام به نور جمالشان روشن شد.
١٢ - در آن شب من به چنين سعادتى نائل گشتم، و اقرار دارم كه شايستهى چنين دهش و عطايى نبودم.