دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٤٣٧
٦ - ليت شعري ما عذر عبد
محب ***** جامد الدّمع ساكن الأحشاء
١ - چگونه با آنكه حضرت سيد الشهداء در سرزمين كربلا به درجهى
شهادت رسيد، دوستان آن حضرت از گريه خوددارى مىكنند.
٢ - جدّ آن حضرت، پيامبر برگزيدهايست كه امين وحى خدا و خاتم پيامبران بوده است.
٣ - پدرش برادر رسول خدا (ص) و آيت خدا و سيّد اوصياء پيامبران است.
٤ - مادر پاكگوهر او پارهى تن پيامبر و برادر او برگزيده اوليا و برگزيدگانست.
٥ - اى واى از اين مصيبت كه بر اثرش دين به خاك مذلت و تيرهروزى نشست.
٦ - اى كاش مىدانستم چه عذرى خواهد آورد بندهاى كه آرامش دارد و
در اندوه او نمىگريد.
٧ - و ابن بنت النبي
أضحى ذبيحا ***** مستهاما مرملا بالدماء
٨ - و حريم الوصي في أسر ذلّ ***** فاقدات الآباء و الأبناء
٩ - و عليّ خير العباد أسير ***** في قيود العدى حليف العناء
١٠ - مثل هذا جزاء نصح نبيّ ***** كلّ عن نعته لسان الثناء
١١ - أسس السابقون بيعة غدر ***** و بنى اللاحقون شرّ بناء
١٢ - حرفوا بدلوا اضاعوا اقاموا ***** بدعا بالعناد و الشحناء١
٧ - چگونه نگريد و حال آنكه فرزندزادهى پيامبر خدا شهيد شده و در
حالىكه از كار مردم بىحقيقت حيرتزده گرديده، به خون خود آغشته شده است و او را
سر بريده و خونآلود، بر خاك رها كردهاند.
٨ - و حريم وصّى رسول خدا و پردگيان او (زنان خاندان على «ع») در بند اسيرى و ذلّت درآمده و پدران و فرزندان خود را از دست دادهاند.
٩ - و حضرت سجّاد (ع) كه از بهترين بندگان خداست اسير گرديده و با كمال رنج و ناراحتى در زنجير كافران درآمده است.
١٠ - آرى اين اعمال ناپسند نتيجهى زحمت و رنجى بوده كه رسول خدا در هدايت آنان تحمّل كرد، آن رسولى كه زبان ستايش از نيايش او عاجز است.
١١ - پيشينيان اين قوم اساس بيعت خيانت را نهادند و آيندگان بر آن اساس بناى تبهكارى بالا بردند.
١٢ - آرى دين خدا را تحريف كردند و سنّت پيامبر (ص) را تغيير دادند و دين را تباه گردانيدند و حقوق اهل بيت را نابود ساختند و از سر كينه و بدخواهى بدعتهاى دشمنى و بدبختكننده رواج دادند.
***
١ - يا خليليّ باللطيف
الخبير ***** و بودّ أضحى لكم في الضمير
٢ - خصصا بالثنا إماما جليلا ***** و خليلا أضحى عديم النضير٢
١ و ٢ - اى دو دوست من به آن خدايى كه به آفريدگان خود مهربان است
و از راز درون همگان اطلاع دارد و به آن دوستى كه از شما در دل دارم ستايش و نيايش
خود را ويژهى پيشوايى قرار دهيد كه بزرگوار و ارجمند و بىنظير است.