دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٤٣٠
٣ - بها لبس الدّين
الحنيف ملابسا ***** غرابيب سودا مثل لون الغياهب١
١ - مصائب روز عاشورا، ناگوارترين مصيبتهايى است كه از فرود آمدن
تيغهاى تيز سختتر است.
٢ - از سنگينى اين مصيبتها و حسرت و اندوه، صخرههاى سخت آب مىشوند و كوههاى بلند فرو مىريزند.
٣ - با روى آوردن اين مصائب دين حنيف اسلام جامههاى بس سياه بر تن كرده است.
***
١ - هلمّوا نبك أصحاب
العباء ***** و نرثي سبط خير ألانبياء
٢ - هلمّوا نبك مقتولا بكته ***** ملائكة الآله من السماء٢
١ - بياييد تا بر آل عبا گريه سردهيم، و بر امام سبط، فرزند بهترين
انبياء نوحه كنيم.
٢ - بياييد بر سوگ شهيدى گريه كنيم كه فرشتگان خدا در آسمان بر او نوحه سردادهاند.
***
١ - قفا بالرّسوم
الخاليات الدواثر ***** تنوح على فقد البدور الزّواهر
٢ - بدور لآل المصطفى قد تجلّلت ***** بعارض جون فاختفت بدياجر
٣ - ففى كلّ قطر منهم قمر ثوى ***** و جلّل من غيم الغموم بساتر٣
١ - بر اين ويرانههاى خلوت كه مىگذريد، درنگ كنيد و بشنويد كه
چگونه براى از دست دادن ماههاى تابناك نوحه سرايى مىكنند.
٢ - اين ماههاى عالمتاب، همان سيماى درخشان خاندان مصطفى (ص) است كه در پس ابرهاى ظلمت پوشيده ماندهاند.
٣ - در هر بخشى از اين ويرانهها، ماهى مسكن گزيده و ابرهاى ماتم چهرهى تابانش را در حجاب كشيده است.
***
١ - قف بالطفوف بتذكار و
تزفار ***** و ذب من الحزن ذوب التّبر في النّار
٢ - و اسحب ذيول ألاسى فيها و نح أسفا ***** نوح القماري على فقدان أقمار
٣ - و انثر على ذهب الخدّين من درر ***** الدّمع الهتون و ياقوت الدم الجاري
٤ - و نح هناك بليعات ألاسى جزعا ***** فما على الواله المحزون من عار
٥ - و عزّ نفسك عن أثواب سلوتها ***** على القتيل الذّبيح المفرد العاري
٦ - لهفي و قدمات عطشانا بغصّة ***** يسقي النجيع ببتّار و خطّار
٧ - كأنّما مهره في جريه فلك ***** و وجهه قمر في افقه ساري٤
١ و ٢ - دامن حسرت و تأسف را بگستر، و آرزوى درد و ناله سر بده،
همانگونهكه كبوتران بر فقدان كبوتران زارى مىكنند، نوحهسرايى كن.