دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٤٣
از رباب در رثاى شهيد كربلا مرثيهاى باقى مانده است:
١ - إنّ الّذى كان نورا
يستضاء به ***** فى كربلاء قتيل غير مدفون
٢ - سبط النّبىّ جزاك اللّه صالحة ***** عنّا و جنّبت خسران الموازين
٣ - قد كنت لى جبلا صلدا ألوذ به ***** و كنت تصحبنا بالرّحم و الدّين
٤ - من لليتامى و من للسائلين و من ***** يغنى و يأوى اليه كلّ مسكين
٥ - و اللّه لا أبتغي صهرا بصهركم ***** حتّى أغيّب بين الرّمل و الطّين١
١ - آنكسىكه خود نور بود و از او روشنايى مىگرفتند، در كربلا
شهيد شده است و پيكرش بر خاك مانده است.
٢ - پسر پيامبر! خداوند از سوى ما، تو را پاداش نيكو دهد، و از خسران موازين در قيامت به دور دارد.
٣ - تو به مثابه كوهى بودى كه با مهر و ديانت با ما رفتار مىنمودى!
٤ - پس از تو، چه كسى يار يتيمان باشد و فقيران؟ چهكسى درماندگان را در پناه گيرد؟
٥ - پس از تو همواره تنها خواهم ماند، تا آنكه در ميان خاك و گل قرار گيرم.
*** رباب (س) در مجلس يزيد، سر امام حسين (ع) را برداشت، بوسيد و
در دامان گرفت و خواند:
١ - وا حسينا فلا نسيت
حسينا ***** أقصدته أسنّة الأعداء
٢ - غادروه بكربلاء صريعا ***** لا سقى اللّه جانبى كربلاء٢
١ - وا حسين، هيچوقت حسين (ع) را از ياد نمىبرم، كه دشمنان قصد
او كردند.
٢ - پيكر او را در كربلا بر خاك انداختند، هيچگاه سرزمين كربلا باران نبيند!
***
سكينه (س)
سكينه دختر حسين بن على (ع)، مادرش رباب بنت امرئ القيس مىباشد. وى در دامان طهارت رشد يافت و از پدرش تعاليم عاليه و آداب و احكام الهيّه آموخته است. به همراه پدرش و ديگر اعضاى خاندان رسول اللّه (ص) راهى كربلا شد و در تمام مصائب و رنجها شريك بود. پس از عاشورا دوران اسارت را در كنار برادر بزرگوار خود امام سجاد (ع) تحمّل نمود و سپس همراه خاندان عصمت و طهارت به مدينه بازگشت.
سكينه (س) به سبب اصل و نسب عاليش و همچنين شرافت و منزلت والايش صحرايى از عزّت بود. او سرآمد زنان زمان خويش و در اخلاق، جليل القدرترين و نيكوترينشان بود. او بانويى فصيح و بليغ و از بهترين شعرا به شمار مىآمد. بزرگان شعراء و ادباى قريش به نزد او مىآمدند و با او به مباحثه مىپرداختند. حضرت دربارهى اشعار آنها قضاوت مىكرد. اين بانوى عفيف و شجاع در ربيع الاول سال ١١٧ هجرى در زمان خلافت خالد بن عبد الملك رحلت فرمود و در مدينه به خاك سپرده شد.٣
***