دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٤٢٨
٦ - اميد آن دارم كه بميرم و استخوانهايم در اين خاك پاك در كنار اين مزارها دفن شود.
٧ - تا مگر در بهشت سكنى گزينم و با حوريان آرميده در كاخها بهسر برم.
٨ - من به پيشگاه دارندهى معجزات، بار يافتهام، پيشوايى كه به دست طاغوتها شهيد شده و خونش جارى گشته است.
***
١ - سألتكم باللّه هل
تدفنوني ***** إذا متّ في قبر بأرض عقير
٢ - فاني به جار الشهيد بكربلا ***** سليل رسول اللّه خير مجير
٣ - فاني به في حفرتى غير خائف ***** بلا مرية من منكر و نكير
٤ - أمنت به في موقفي و قيامتى ***** إذا الناس خافوا من لظى و سعير
٥ - فإني رأيت العرب تحمي نزيلها ***** و تمنعه من أن يصاب بضير
٦ - فكيف بسّبط المصطفى أن يردّ من ***** بحائره ثاو بغير نصير
٧ - و عار على حامي الحمى و في الحمى ***** إذا ضلّ في البيدا عقال بعير١
١ - به خاطر خدا، از شما مىخواهم كه پس از مرگ مرا در خاك «عقير»٢ به خاك
بسپاريد.
٢ - چراكه من در آنجا، همسايهى شهيد كربلا، سلالهى رسول اللّه (ص) آن بهترين پناهگاه خواهم بود.
٣ - آنجا است كه من، بىآنكه با نكير و منكر بحث و گفتگويى داشته باشم، در آرامگاه خود بىهيچ هراسى خواهم آرميد.
٤ - آن روز كه مردم، از شعله و آتش جهنم وحشتزده خواهند بود، من در جايگاه خود و روز رستاخيز در امان خواهم بود.
٥ - من تجربه كردهام كه اعراب، مهمان خود را گرامى مىدارند، و او را از رسيدن هر گزندى نگاهبانى و حمايت مىكنند.
٦ - بنابراين، فرزند پيامبر چگونه ممكن است از كسىكه بىهيچ ياورى در پناه او آرميده است، دفاع نكند؟
٧ - اين عار است كه صاحب قروق و قلمروى، شتر سوارى را كه در آن گمراه شده، يارى نكند و او را حمايت نكند.
***