دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٤٢٦
مهدى موعود، با الفاظى مانند، موعود، قائم، غائب، مهدى نام برده مىشد. در اين عصر علاوه بر آنها، تعبير به «امام عصر» در بسيارى از سرودهها متداول مىگردد.
عبرتها و درسهاى عاشورا در اكثر اشعار فراموش گرديده است و پيروزى زيباى حقيقت حسين (ع) بر باطل به چشم شاعر نمىآيد.
قداست مولد و دفن امام حسين (ع):
عمق جنايت در واقعهى عاشورا، آنگاه محسوستر است كه خاستگاه اهل بيت (ع) كه مهبط وحى و دامان رسول اكرم (ص) بوده است به خوبى براى مخاطب تبيين مىشود، اين امر از شيوههاى مشهود در شعر اين عصر است.
حسن قفطان (م ١٢٧٧ ه. ق) در ترسيم صحنهى جانخراش عاشورا حضور فرضى آباء حضرت و عكس العمل آنان را در مشاهدهى مظلوميت و پارهپاره شدن فرزندشان تصوّر مىكند.١
حيدر الحلّى (م ١٣٠٤ ه. ق) كه از شعراى اواخر قرن سيزده مىباشد و شعرش سرآمد بسيارى از اشعار حسينى است، و اوست كه طليعهى در حركتهاى نو در شعر معاصر حسينى مىباشد در اين زمينه ابو سفيان را خطاب قرار مىدهد و حسن سلوك پيامبر (ص) را با او متذكّر مىشود. او از اينكه خون پاكان اهل بيت (ع) در جواب رفتار نيك پيامبر (ص) بر زمين مىريزد، متعجّب است.
در اشعار اين عصر، رقابت كربلا با مكّه و قبر حسين (ع) با كعبه خودنمايى مىكند و مكّه بدون كربلا نامفهوم مىنمايد.٢
آسمانهاى هفتگانه نيز در مقابل اين زمين كرنش مىكنند و طور سينا خود را در آنجا مىيابد چراكه اين سرزمين، پيكر كسى را در آغوش گرفته كه هستى بهواسطهى او هستى يافته است٣.