دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٤٢٢
٣٥ - نفقت لديّ لأنّها
في مدحكم ***** فلذلك لا يخشى عليّ كسادها
٣١ - آن تلاشها بود كه راه راست را بر آفريدگان روشن ساخت و
خداپرستان را در آن به گام زدن واداشت.
٣٢ - و اينك از سرودههاى «مغامس» مايههاى دستنخوردهاى را مىنگريد كه از انديشهاى بسان دلبران گريزپاى سرچشمه مىگيرد.
٣٣ و ٣٤ - و همچشمىكنندگان و رشكبرندگان با او نيز برترى آنها را مىپذيرند. بويى از رسانايى شخصيت شما به آنها رسيده و رسايش نموده و نمايى از زيبايى شما آنها را آراسته گردانيده و دلانگيزترش ساخته است.
بر آنها بانگ زده و آواى خويش را به آنها رسانيدم تا به پاسخ من شتافتند.
٣٥ - بسان سنگى كه چون چخماق آتشزنه به آن رسد اخگر خود را دريغ
نمىدارد. بازارى داغ يافته و چون در ستايش شماست بيم نمىرود كه گرمى بازارش را
از دست بدهد.
٣٦ - رحم الإله ممدّها
أقلامه ***** و رجاؤه أن لا يخيب مدادها
٣٧ - فتشفّعوا لكبائر أسلفتها ***** قلقت لها نفسي و قلّ رقادها
٣٨ - جرما لو أنّ الراسيات حملنه ***** دكّت و ذاب صخورها و صلادها
٣٩ - هيهات تمنع عن شفاعة جدّكم ***** نفس و حب أبي تراب زادها
٤٠ - صلّى الآله عليكم ما أرعدت ***** سحب و أسبل ممطرا أرعادها١
٣٦ - خدا بيامرزد هركه را با خامهى خويش به آن يارى دهد و اميد
است از كمك آن بىبهره نگردد.
٣٧ - براى گناهان بزرگ كه با انجام آنها آسايش از دلم رخت بربست و جانم ناآرام شد ميانجى مىباشيد.
٣٨ - و براى همان لغزشها كه اگر بر كوهها بار كنند پارهپاره مىشود و سنگهايش مىگدازد.
٣٩ - بسى دور است روانى از شفاعت نياى شما بىبهره بماند كه مهر على را توشهى خويش گرفته است.
٤٠ - تا آنگاه كه ابرى همراه با تندر غرّان در كار بارش و ريزش است درود خدا بر شما باد.