دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٤١٦
مغامس بن داغر حلّى
شيخ مغامس پسر داغر حلّى از شعراى قرن نهم كه وابسته به يكى از تيرههاى تازيان است كه در اطراف فراخسراى حلّه به سر مىبردند و او خود براى فراگرفتن آموزشها به حلّه رفت و در همانجا به سال ٨٥٠ ه ق از دنيا رفت.
وى از كسانى است كه با دلباختگى خويش در راه دوستى خاندان پيامبر سرودههاى بسيارى دارد و سرودههايش نشان مىدهد كه گذشته از چيرهدستى در همهى زمينههاى سرايندگى در پهندشت سخنورى نيز راهى دراز پيموده است. استاد سماوى با گردآورى آنها ديوانى به نام وى فراهم كرده كه به ١٣٥٠ بيت مىرسد و شايد آنچه از سرودههاى وى از بين رفته بسى بيش از اينها باشد. پدرش از سرايندگان و دوستداران خاندان رسالت (ع) بود و فرزند خويش را بر دوستى آنان پرورش داد.١
*** قصيدهاى با ٩٢ بيت در مدح و رثاى خاندان رسول اللّه و سيّد
الشّهداء (ع) دارد ابياتى را كه در مورد امام حسين (ع) است را در اينجا مىآوريم:٢
١ - كيف السّلامة و
الخطوب تنوب ***** و مصائب الدنيا الغرور تصوب؟
٢ - إنّ البقاء على اختلاف طبائع ***** و رجاء أن ينجو الفتي لعصيب
٣ - العيش أهونه و ما هو كائن ***** حتم و ما هو واصل فقريب
٤ - و الدهر أطوار و ليس لأهله ***** إن فكّروا في حالتيه نصيب
٥ - ليس اللبيب من استغرّ بعيشه ***** إنّ المفكّر في الامور لبيب
١ - با اينكه ناگوارىها يكى بر جاى ديگرى مىنشيند و گرفتارىهاى
جهان فريبنده بر سر ما مىريزد چگونه مىتوان با تندرستى زيست؟
٢ - پايدارى بر چندگانگى سرشتها و اميد به رهايى براى مرد دشوار مىنمايد.
٣ - سادهترين زندگى و آنچه اكنون هست جاى چون و چرا ندارد و آنچه مىرسد نيز دور نيست.
٤ - روزگار، دگرگونىهايى را در خود نهفته و اگر بينديشيد در هيچكدام از رنگها براى دلدادگانش بهرهمندى به بار نمىآورد.
٥ - آنكسكه فريب زندگى را بخورد خردمند نيست. خردمند آن است كه
در كارها بينديشد.
٦ - يا غافلا! و الموت
ليس بغافل ***** عش ما تشاء فانّك المطلوب
٧ - أبديت لهوك إذ زمانك مقبل ***** زاه و إذ غضّ الشباب رطيب
٨ - فمن النصير على الخطوب إذا أتت ***** و علا على شرح الشباب مشيب
٩ - علل الفتى من علمه مكفوفة ***** حتى الممات و عمره مكتوب