دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٤٠٩
٧٢ - از سوز جگر و با دلى ريش با من زارى كن و در كار گريستن همراه و ياور من باش.
٧٣ - تا آنگاه كه براى راندن شتران نى مىنوازند و تا آنگاه كه ديداركنندگان از خانهى خدا گام در دل راه مىنهند فرزندان اميه را نفرين خواهم فرستاد.
٧٤ - يزيد و زيادشان را نفرين مىكنم و پروردگارم نيز كيفر هميشگىشان را زياد خواهد كرد.
٧٥ و ٧٦ - اى فرزند محمّد! تا آنگاه كه بر پائين خاك بخسبم بر تو
خواهم گريست و از گوهرهاى سخنانم، ستايشهايى زيبا را به ياد بزرگى تو آرايش خواهم
داد.
٧٧ - عربا فصاحا في
الفصاحة جاوزت ***** قسّا و بات لها لبيد مبلّدا
٧٨ - قلّدتها بقلائد من جودكم ***** أضحى بها جيد الزّمان مقلّدا
٧٩ - يرجو بها نجل العرندس صالح ***** في الخلد مع حور الجنان تخلّدا
٨٠ - و سقى الطفوف الهامرات من الحيا ***** سحبا تسحّ عيونها دمع النّدى
٨١ - ثمّ السّلام عليك يابن المرتضى ***** ما ناح طير في الغصون و غرّدا١
٧٧ - كه بس دلانگيز و رسا باشد و در شيوايى از سخنرانى «قس»٢ نيز پيشتر
رفته «لبيد»٣ را ناتوان
گرداند.
٧٨ - آن را با گردنبندهايى از بخشش شما آراستم تا توانست پيرايهاى فريبا بر گردن روزگار به شمار آيد.
٧٩ - بهاينگونه صالح پسر عرندس اميد مىدارد در كنار سيهچشمان در بهشت جاودان خوشبختى پايدار بيابد.
٨٠ - كرانه فرات با رگبارهايى تند از سرشك ابرها سيراب باد!
٨١ - و سپس تا آنگاه كه يك پرنده برفراز شاخساران سوگنامه مىخواند درود بر تو اى فرزند مرتضى.
*** ابن العرندس چكامهى بسيار زيبايى در مدح على بن ابى طالب (ع)
و فرزندش سيّد الشّهداء (ع) دارد كه بخش مربوط به امام حسين (ع) را مىآوريم:
١ - و جرت سحائب عبرتي
في و جنتي ***** كدم الحسين على أراضي كربلا
٢ - الصائم القوّام و المتصدّق الطّعام ***** أفرس من على فرس علا
٣ - رجل بصيوان الغمامة جدّه ***** المختار في حر الحجير تظلّلا
٤ - و أبوه حيدرة الذي بعلومه ***** و بفضله شرح الكتاب تفصّلا
٥ - و ألامّ فاطمة المطهرّة التى ***** بالمجد تاج فخارها قد كلّلا
١ - باران اشك را چنان بر چهره ريختم كه گويى خون حسين است كه بر
زمين كربلا سرازير مىشود.
٢ - همان مرد روزه و نماز و بخشنده و خوراكدهنده و برترين سواركارى كه بر بالاى اسب جاى گرفت.
٣ - و همان كه نياى برگزيدهى او در گرماى كشنده ابرهاى پربار را سايهبانش مىگردانيد.
٤ - و پدر او شيرى است كه با دانشها و برترى خود جاىجاى از كتاب خداوندى را روشن كرد.
٥ - و مادرش فاطمه آن بانوى پاكدامن است كه افسر سرفرازى او با بزرگوارىها آراسته گرديده.