دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٣٩٩
٤٥ - نيزههايى سخت را
دراز كردند تا زندگى دخترزادهى پيامبر را درازتر سازند و اينجا بود كه جزر و مد
يكى شد.١
٤٦ - فغادره في مارق
الحرب مارق ***** بسهم لنحر السبط من وقعة نحر
٤٧ - فمال عن الطرف الجواد أخوالندى ***** الجواد قتيلا حوله يصهل المهر
٤٨ - سنان سنان خارق منه في الحشا ***** و صارم شمر في الوريد له شمر
٤٩ - تجرّ عليه العاصفات ذيولها ***** و من نسج أيدي الصافنات له طمر
٥٠ - فرجّت له السبع الطباق و زلزلت ***** رواسي جبال الارض و التطم البحر
٤٦ - در همين پيكار با بدكيشان يكىشان تيرى به سوى او افكند كه بر
گردن دخترزادهى پيامبر نشست.
٤٧ - كشتهى نيكمرد از اسب نيكويش جدا شد و جانور زبانبسته در پيرامون او به شيهه كشيدن پرداخت.
٤٨ - سنان٢ سنان٣ پيكر او را دريد و شمشير شمر از رگ گردنش گذشت. بادهاى بسيار تند دامن خود را بر او افكندند.
٤٩ - و اسبهايى كه بر اندام او راندند با تاروپود دست و پايشان پيراهنى كهنه بر آن دوختند.
٥٠ - هفت گنبد گردون به تكان آمد، كوههاى بلند و استوار، لرزيدن
گرفت و آشوب بر درياها چيرگى يافت.
٥١ - فيالك مقتولا بكته
السّما دما ***** فمغبرّ وجه الأرض بالدّم محمرّ
٥٢ - ملابسه في الحرب حمر من الدما ***** و هنّ غداة الحشر من سندس خضر
٥٣ - و لهفى لزين العابدين و قد سرى ***** أسيرا عليلا لا يفكّ له اسر
٥٤ - و آل رسول اللّه تسبى نسائهم ***** و من حولهنّ الستر يهتك و الخدر
٥٥ - سبايا بأكوار المطايا حواسرا ***** يلا حظهنّ العبد في الناس و الحرّ
٥١ - هان! اى جانباختهاى كه آسمان بر او خون گريست! و چهرهى خاكآلود
زمين با خونش سرخفام گرديد.
٥٢ - جامههاى رزم او از خون سرخ شد ولى در فرداى رستاخيز از ابريشم سبز خواهد بود.
٥٣ - بر زين العابدين دريغ مىخورم كه او را گرفتار كردند و همچنان در بند نگاهش داشتند.
٥٤ - بانوان خاندان پيامبر دستگير گشتند و پرده و پوشش را از ايشان بازستاندند.
٥٥ - بنديابى ماتمزده كه سوار بر ستوران مىگشتند و بنده و آزاد
مردم آنان را مىديدند.
٥٦ - و رملة في ظلّ
القصور مصونة ***** يناط على أقراطها الدرّ و التبر
٥٧ - فويل يزيد من عذاب جهنّم ***** إذا أقبلت في الحشر فاطمة الطّهر
٥٨ - ملابسها ثوب من السمّ أسود ***** و آخر قان من دم السبط محمرّ
٥٩ - تنادي و أبصار الأنام شواخص ***** و في كلّ قلب من مهابتها ذعر
٦٠ - و تشكو إلى اللّه العلى و صوتها ***** على و مولانا على لها ظهر