دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٣٨
٧ - هر خونى را هزار هزار خون است كه او در كشتن ناسازان آن رستاخيز كوتاهى نكند.
٨ - آنك، ستمگران را پوزش خواستن و به راه آمدن هيچ سود نبخشد.
٩ - اى حسين، از جدايى تنگدل مباش كه گيتى براى ويران شدن پديد شده است.
*** در روز عاشورا، هنگام وداع سالار شهيدان، ابياتى از آن بزرگوار نقل شده است كه خطاب به دخترش حضرت سكينه (س) است.
اين ابيات از جانسوزترين مراثى به شمار مىآيد:
١ - لا تحرقى قلبى بدمعك
حسرتا ***** ما دام منّى الرّوح فى جسمانى
٢ - فاذا قتلت فأنت اولى ***** بالبكاء يا خيرة النّسوان
٣ - سيطول بعدى يا سكينة فاعلمى ***** منك البكاء اذا الحمام دهان١
١ - تا جان در بدن دارم دلم را از اشك حسرت خويش مسوزان!
٢ - اى بهترين زنان، هنگامى كه من كشته گردم، تو براى گريستن بر من سزاوارترين هستى.
٣ - به زودى بر مصيبت مرگ من گريههاى طولانى در پيش دارى.