دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٣٦٩
حافظ بُرسى حلّى
حافظ شيخ رضى الدّين رجب برسى حلّى، از علماى شيعه در قرن نهم هجرى مىباشد. از زندگانى او اطّلاع چندانى در دست نيست. ولى آثار ارزشمند او نشانگر شخصيت ممتاز و مقام والاى او در علم و عرفان و ادب مىباشد. محل تولّد او را برس١ و مسكن او را در حلّه دانستهاند. وى در حدود سال ٧٤٣ ه. ق متولّد شد. تخلّص خود را «حافظ» نام نهاد.
شيخ حرّ عاملى او را «فاضل، محدث، شاعر و اديب» توصيف نموده و علاّمه امينى گفته است: «از عرفاى علماى اماميه و فقهاى آنها بوده كه از علوم گوناگون بهره داشته و امتياز او در فن حديث و پيشتازى او در ادبيات و شعر و خوب سرودن آن، مهارتش در علم حروف و اسرار و استخراج فوايد آن، آشكار است، و با همهى اينهاست كه كتابهاى او را پر از تحقيق و دقت نظر مىيابى و او را در عرفان و علم حروف شيوههاى خاصى است. چنانكه در ولايت ائمه (ع) آراء و نقطهنظرهايى دارد كه برخى از مردمان نمىپسندند و از همينروى او را به غلوّ و زيادهروى نسبت دادهاند. ولى حق اين است كه تمامى شئونى را كه نامبرده در مورد اهل بيت (ع) اثبات كرده است پايينتر از مرتبهى غلو، و غير از درجهى نبوّت است». حرّ عاملى گفته است: در كتاب «مشارق انوار اليقين او، افراط و زيادهروى هست، و بساكه به غلو نسبت داده شود.» در عينحال بروجردى بالصراحه او را تبرئه كرده و گويد: «برسى از اين نسبت برى است.»
از جمله آثار حافظ برسى: «مشارق انوار اليقين فى حقايق اسرار امير المؤمنين (ع)» بارها در بمبئى و بيروت و ايران چاپ و منتشر شده است. «مشارق الامان و لباب حقايق الايمان»، اين كتاب تأويل سورهى فاتحه الكتاب است. «رسالة فى الصّلوات على النّبى و آله المعصومين»، «رسالة اللمعة من اسرار لأسماء و الصفات و الحروف و الايات و الدعوات»، «الدر الثمين فى خمسمائة آية نزلت فى مولانا امير المؤمنين (ع)»، «لوامع انوار التمجيد و جوامع اسرار التوحيد» و...
بخشى از اشعار او كه همه در مدح و منقبت اهل بيت عصمت (ع) است در پايان كتاب مشارق او و قسمتى ديگر در اعيان الشيعه، الغدير و امل الامل ذكر شده است.
وى به سال ٨١٣ هجرى وفات يافت. مدفن او را محدّث قمى به نقل از كتاب يكى از صوفيهى عصر خود مزار قتلگاه مشهد نوشته است. اما در ريحانة الادب گويد: قبرش در اردستان در وسط باغى است.٢
***
در رثاء حسين (ع):
١ - يمينا بنا حادي
السرى إن بدت نجد ***** يمينا فللعاني العليل بها نجد
٢ - و عج فعسى من لاعج الشوق يشتفى ***** غريم غرام حشو أحشائه و قد
٣ - و سربي لسرب فيه سرب جآذر ***** لسربي من جهد العهاد بهم عهد
٤ - و مربي بليل في بليل عراصها ***** لأروى بريّا تربة تربها ندّ
٥ - وقف بي انادي وادي الاّ يك علّني ***** هناك أرى ذاك المساعد يا سعد!