دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٣٥٩
٧ - بىهيچ ترديد و گفتگويى دانشوران عامل و نكوكردارى هستند كه دانششان بنياد دانش عالميان است.
٨ - آنگاه كه تاريكى شب فرا رسد پيوسته در ركوع و سجده و عبادت به سر مىبرند آرى شب عبادتگران طولانى و پربركت است.
٩ - توبهگزاران و ستايشگران راستين خدا و صاحبان عقل و خرد و در دل عارفان همچون عقل تابنده و رهنماينده هستند.
١٠ - افراد اين خاندان همگى اهل زهد و خشوع و عبادت و كسانى هستند
كه در ميان عالميان همتايى ندارند.
١١ - هم العترة الأطهار
آل محمّد ***** نبيّ لسان الوحي عنه يقول
١٢ - بشير نذير طاهر علم سما ***** حبيب نجيب شاهد و رسول
١٣ - و مدثّر مزمّل متوكّل ***** على اللّه لا يثنيه عنه عذول
١٤ - سراج منير فاضل فاصل أتى ***** بدين إله الذّكر المبين دليل
١٥ - له معجزات أعجزت كلّ واصف ***** بها دحض الأشراك و هو مهول
١١ - خاندانى كه همگى عترت پاكان، خاندان محمد (ص) هستند. پيامبرى
كه زبان وحى او را شناسانده است.
١٢ - پيامبر بشير و نذير و پاك، كه همچون پرچمى در جهان سربرافراشته است، حبيبى با نجابت و شاهد و دارندهى رسالت.
١٣ - پيامبر جامه در سر كشيده، و گليم بر خود پيچيدهاى١ كه حتى هيچ عيبجويى نمىتواند از او روى برتابد.
١٤ - چراغ تابانى كه از فضيلت برخوردار، و مايهى جدايى حق از باطل بود و آيينى هدايتگر را با آيات روشنگرى بياورد.
١٥ - چنان معجزههايى آورد كه زبان هر وصفكنندهاى از توصيف آن ناتوان
است، و بهوسيلهى اين معجزهها، مشركان را نابود و متوحّش ساخت.
١٦ - تقاصر عنه المدح عن
كلّ مادح ***** فما ذا عسى فيما أقول اقول
١٧ - لقد قال فيك اللّه جلّ جلاله ***** من الحمد مدحا لم ينله رسول
١٨ - لأنت على خلق عظيم كفي بها ***** فماذا عسى بعد الإله نقول؟
١٩ - مدينة علم بابها الصّنو حيدر ***** و من غير ذاك و ليس دخول
٢٠ - إمام برى زند الضّلال و قد ورى ***** زناد الهدى و المشركون ذهول
١٦ - زبان هر ستايشگر استادى در ستايش و نعت تو كوتاه و نارسا است،
پس من در پهنهى مدح تو چه چيزى بگويم كه سزاوار باشد؟
١٧ - در ستايش و مدح تو، خداى جلّ جلاله چنان مدحى گفته. كه بر هيچ پيامبرى نفرموده است.
١٨ - بالاتر از اين توصيفى كه خدا در باب تو فرموده يعنى: «تو خلق بزرگ و خوى بسيار پسنديدهاى دارى»٢ چه مىتوان گفت؟