دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٣٥١
٢٢ - و معاذ اللّه أن
***** ألوي عن الحبل المتين
٢٣ - و اساوي بين مفضا ***** ل و مفضول ضنين
٢٤ - بين من قال: أقيلو ***** ني و من قال: سلونى١
٢١ - و براى من علم تو كه شاهد راز درونى و نهفته من است كافى است.
٢٢ - و پناه مىبرم به خدا كه از ريسمان محكم خدا اعتراض كنم.
٢٣ - و بين كثير الفضل و فاقد فضل و متهم را مساوى و برابر بدانم.
٢٤ - و ميان كسىكه مىگفت مرا «واگذاريد» (ابو بكر) و كسىكه مىگفت «از من بپرسيد» (حضرت على (ع)) يكسان بدانم.
***
رثاى مسلم بن عقيل:
١ - أ المسلم بن عقيل
قام الناعي؟ ***** لمّا استهلّت أدمع الأشياع
٢ - مولى دعاه وليّه و امامه ***** فأجاب دعوته بسمع واع
٣ - حفظ الوداد لذي القرابة فاقنتى ***** شرفا على الأهلين و الأتباع
٤ - أفديه من حرّ نقي طاهر ***** ماض العزيمة ساجد ركّاع
٥ - أفديه من بطل كمي ماجد ***** جمّ الوفا ندب طويل الباع
٦ - لهفي لمسلم و الرّماح تنوشه ***** لا بالجزوع لها و لا المرتاع
١ - آيا براى مسلم بن عقيل وقتىكه اشك شيعيان سرازير شد قاصد مرگ
برخاست.
٢ - آقايى كه ولى و امامش او را خواند و او دعوت او را به گوش جان اجابت كرد.
٣ - دوستى را براى صاحب خويشاوندى حفظ كرد و شرافتى را براى اهل و پيروان خود برگزيد.
٤ - مرد آزاد پاك و پاكيزهاى را كه داراى عزم راسخ بود و همواره ساجد و راكع بود فدا بشوم.
٥ - من به فداى مرد شجاع و دلير و بزرگوارى كه بسيار وفا داشت.
٦ - دلم براى مسلم به درد آمد در وقتىكه نيزهها به او اصابت كرد
و او نه جزع كرد و نه ترسيد.
٧ - حتّى إذا ظفرت به
عصب الخنا ***** من بعد معترك و طول نزاع
٨ - جائوا به نحو اللّعين فغاظه ***** بالقول من ثبت الجنان شجاع
٩ - و الى ابن سعد بالوصيّة مبطلنا ***** أفضى فأظهرها بلؤم طباع
١٠ - و هوى من القصر المشوم مهلّلا ***** و مكبرا تجلو صدى الأسماع
١١ - لهفى لسيف من سيوف «محمّد» ***** عبث الفلول بحدّه القطّاع
١٢ - لهفى لمزج شرابه بنجيعه ***** لهفى لمسقط ثغره اللمّاع
٧ - تا آنگاه كه باندهاى بدنام بعد از ميدان كارزار و نزاع طولانى
بر او غلبه كردند.
٨ - و او را نزد ابن زياد ملعون آوردند و مسلم با سخنى كه از قلب محكم و شجاعش تراوش مىكرد او را به خشم آورد.